پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸


امام باقر(ع) :

شرّقا و غرّبا لن تجدا علماً صحيحاً الّا شيئاً يخرج من عندنا اهل البيت

خودتان را به مشرق و مغرب بزنيد علم صحيح پيدا نمى كنيد مگر چيزى كه از پيش ما اهل بيت صادر شود.









 

« نامه سرگشاده به حضور بزرگانی که می خواهند علوم انسانی را بومی سازی کنند » عنوان آخرین مقاله ای است که در لینک مقالات قرار گرفته است.

.

کتاب « آفریدگار و آفرینش » در شرح دعای مسجد قباء از تالیفات جدید استاد مرتضی رضوی است که با امکان دانلود فایل pdf درقفسه کتابخانه مجازی سایت بینش نو قرار گرفته است.  

.

کتاب « قرآن و نظام رشته ای جهان » نوشته استاد مرتضی رضوی عنوان کتاب جدیدی است که در قفسه کتابخانه مجازی سایت قرار گرفته است.  

.

« جامعه شناسی انقلاب مخملی در ایران » نوشته استاد مرتضی رضوی عنوان کتاب تازه ای است که تابستان امسال به نشر الکترونیک رسیده است.  

.

کتاب « دو دست خدا » نوشته استاد مرتضی رضوی در قفسه کتابخانه مجازی سایت قرار گرفته است.  



 




 
 

● جامعه شناسي شناخت

● سرگذشت تاريخي مسأله

● نگاهي گذرا بر تفاوتها

● در مکتب اهل بیت ( ع )

● متدولوژی شناخت

● جاي خالي تعريف در علوم انساني

● زيبايي و چند نسبيت ديگر

● هنر  در آشفته بازار علوم انساني

● زيبايي و درك علمي

● ويل دورانت و زيبايي

● شيخ اشراق و زيبايي

● ملا صدرا و زيبايي

● دكتر شريعتي و زيبايي

● ميترائيزم و زيبايي

● دين و زيبايي

● معماي زيبا خواهي انسان و كليد آن

● چيستي زيبايي: تعريف

● نگرش منفي به برخي هنرها

● تحليلى در قيام هاى فلات ايران 

● بیولوژی محی الدین

● فصل دوم : فص آدم

● فصل سوم : فص شیثی

● فصل دوم : فص نوحی

● فصل سوم : فص ادریسی

●  بقا و تجسم و تطوّرات اعمال

● اعمال نیک و بد

● تحليلى در قيام هاى فلات ايران

● واپسین نوشته

● جنون نیچه

● سبك بيان و نگارش آثار نیچه

● نيچه را دوست دارم، چرا؟

● مصلح موعود در اديان

● ایمنی و محیط زیست

● سابقة تاريخی قاراپاپاق 

● مراد از «بئر» چيست؟

● نگاهي به قاعده «المخمّس لا يخمّس»

● ماهيت نكاح متعه

● وضوي عرفي و وضوي شرعي

● موارد اختلاف در وضو

● توتمیسم و جامعه عرب جاهلی

● توتم و تابو

● معنی و مفهوم واژه الرّحمن

● نکاح متعه

● بررسي مقدمه کتاب «مکتب در فرايند تکامل» 

● شيعه ولايتي و شيعه وصايتي

● نظم رياضي و نظم طبيعي

● نظم رياضي در «شناخت» و علم

● منطق انقلاب فرانسه

● انقلاب و هندسه شناخت

● انقلاب و دانش

● انقلاب اسلامي و هندسه شناخت

● هندسه انديشه در قرن 19

● ماکس وبر تا پوپر

● نیچه گرایی جدید

● تفاوت صدور و ايجاد

● اصالت ذهن و اصالت مفهوم

●بقا و تجسم و تطوّرات اعمال

● روزی بود روزی نبود

● تعریف مکان

● تعریف خدا در بیان قرآن

● آخرین بحث در توحید

● پیدایش جهان

● اولین تحول در درون جهان

● شرحی دیگر در مورد روز هفتم

● احادیث معراج و شکل جهان

● صور و نفخه

● سرنوشت کره زمین ما

● برزخ

● روح و برزخ

● سرزمین محشر

● جایگاه بهشت

● عرض و طول بهشت

● سیر تکامل جهان و ماهیت بهشت

● بدل ما یتحلل

● شبهه آکل و ماءکول

● کردار و انرژی های صادره از انسان

● نامه عمل و نامه اعمال

● زمینه پیدایش بشر

● پیدایش بشر

● انقراض ها

● نفخ روح

● انسان و زبان

● عالم ذرّ

● درخت ممنوعه

● خروج از جنگل

● استقلال آفرینش آدم

● منشاء خانواده

● منشاء هنجارها و ناهنجارها

● حیاء

● منشاء جامعه

● انسان و لباس

● تعقل ، غریزه و فطرت

● جامعه شناسی شناخت

● ملا صدرا و مسأله‌ي اتحاد

● دوركيم و خانواده

● دوركيم و مذهب

● ماكس وبر

● مكتب اهل‌بيت(ع)

● اثبات فطرت

● پارتو و فطرت

● امر بين الامرين

● تكنولوژي و دهكده جهاني

● انسان در دهكده جهاني

● نهيليسم و الحاد جهاني

● جامعه و دهكده جهاني

● مدرنيسم و پست مدرنيسم

● اشپنگلر و سقوط غرب

● ماركس و سقوط سرمايه داري

● راه سوم«پارادایم هزاره سوم»

● متافیزیک مجازی دردهکده جهانی

● آینده از آن کیست؟

● محي الدين خاتم الاوليا مي شود

● علل افول مكتب محى الدين

● صوفيان بزرگ در عرصه ادب و هنر

● شريعت، طريقت، حقيقت

● بزرگانى كه رفتند و برگشتند

● تصوف و ولايت فقيه

● تيشه به ريشه تشيع

● معجـزه و كرامـت

● شیعه و معجزه

● علم غيب، عصمت

● تكامل در مكتب ارسطوئيان

● صادر اول و فرزند خدا

● تعميم خلافت و ولايت

● ويژگى بزرگ تصوف محى الدين

● خاتم الاولياء و ولايت فقيه

● ابوبكر در خدمت محى الدين

● مولوى و خاتم الاولياء

● شيخ عطار

● معقول و منقول

● نفوذ تصوف به تشيع

● محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌

● محي‌الدين و جنگ‏هاي اندلس

● محي‌الدين و حمله مغول

●  شيعه در قرن اول اسلام

● نگاهى به طرز فكر خوارج

● شيعه پس از شهادت على (ع)

●  قيام های پس از واقعه كربلا

● قيام مختار و زيدبن على

● خرميّه ( سرخ جامگان در خراسان )

● راونديه و خرميّه (ريشه هاى نهضت جاويدانيان)

 ● موقعيت جغرافيايى شهر بذ

● قلعه بابك

● افسانه اتحاد افشين، مازيار و بابك

● دو افسانه ماندگار از سقوط بذ

● ابن قبه و عصمت امام

● شيعه وصايتي تا پايان عمرش

● رافضي و روافض

 ● خانه مردمی

● شاهد اولین گام در زیست مدنی

● چرا در جزيرة العرب ...؟

● فلسفۀ وجودی کعبه

● حضور کعبه در جامعه های جهان

● ایرانیان و تجدید بنای کعبه

● کعبه در دو دین آسیای شرقی

● کعبه و صابئین

● کعبه در آئین یهود

● تحریف و تطورات آن

● کعبه و مسیحیت

● شخصیت ابراهیم و کعبه

● کعبه و دمکراسی

● نقد تاریخ نگاری

● کعبه در دهکده جهانی

● دربارۀ دو واژۀ بکّه و مکّه

 ● کعبه قبله همیشگی تاریخ

● محراب

● قبله موقت

● کعبه قبله جامعه واحد جهانی

دو دست خدا

امر و خلق همیشه با هم و تنیده

اذن و تدبیر- نوع پنجم از امر

کارخدا نه انرژی می برد و نه وقت

توصیه ای در پایان این فصل

دو دست خدا- قضا و قدر

توضیح یک مسئله بس مهم

محو و اثبات

معجزه و نبوّت

جبر 

جبر- تفویض- امربین الامرین

کهن پرسش تاریخ

●  جریان تاریخی مباحثات قضا و قَدَر

دو نحلۀ بزرگ معتزلی و اشعری

معتزله و قضا و قدر

اشعریان و مسئله قضا و قدر

چند توضیح در باره اشعریه

رابطه «اختیار» با دیگر انواع قضا

بداء- دو دست خدا

نگاهی تجربی به «امربین الامرین»

جبرهای اجتماعی و جبر تاریخ

انقلاب طبیعی

حقیقت گرائی و واقعیت گرائی

واقعیت گرائی در مقابل حقیقت گرائی

ویژگی های انقلاب اصیل طبیعی

انقلاب مصنوعی

ویژگی های انقلاب مصنوعی

انقلاب مخملی و جامعه ایران

جریان خزندۀ تشیع وصایتی



 

نام و نام خانوادگي :
تحصيلات :
* پست الکترونيکي :
* متن سوال :

پرسشگر محترم :
به لحاظ محدودیت امکانات از پاسخ به سؤالاتی که مربوط به مطالب مندرج در سایت نمیباشد معذوریم.

  • شيعه ولايتي و شيعه وصايتي
    شيعه ولايتي و شيعه وصايتي

    شيعه وصايتي و شيعه ولايتي مي­فرمايد: تشيع همان خط ميانه است که جمهور شيعه اماميّۀ اثني عشريه، در طول تاريخ پر افتخار خود، پيرو و پرچمدار و نگاهبان آن بوده­اند و لا غير. از آن ميان، اساس وجوب استمرار امامت تا پايان جهان و حضور دائمي امام در عالم وجود، که پايه هاي اصلي عقيدتي تشيع امامي است، در جاي خود با براهين تحليلي و کلامي متقن اثبات شده و در حقانيت­ آن جاي هيچ تأمّل نيست. عهده­داران آن مقام در هر دوره، همواره با نصّ و نصب عهده­دار پيشين تعيين و به جامعه معرّفي شده­اند. بررسي: 1ـ اين نصب و نصّ و معرّفي را اصطلاحا «وصيّت» مي­گويند همان طور که هم شيعه وصايتي و هم شيعه ولايتي هر دو در اين اصل عقيدۀ مشترک دارند همگي مي­گويند «علي وصي رسول الله» است. سخن در اين نيست سخن در ولايت است آيا علي (ع) و ديگر امامان «ولي الله» هستند يا نه؟ـ؟ ولي الله يعني همان طور که پيامبر اکرم (ص) از طرف خدا نبي و رسول و نيز امام و ولي، است علي (ع) نيز (نبي و رسول نيست ليکن) ولي الله به معني کسي که حق حاکميت و رهبري علمي مردم (هر دو) و به همان معني «امام و ولي بودن پيامبر» هست يا نه؟ـ؟ در بيان ديگر: پيامبران اولي العزم هم نبي الله هستند و هم ولي الله، هم نبي هستند و هم امام، مانند حضرت موسي. و ديگر پيامبران فقط نبي هستند. پيامبر اسلام (ص) دو سمت دارد نبوت و امامت آيا با وفات آن حضرت هم باب نبوت بسته شد و هم باب امامت من عندالله؟ يا آن چه بسته شده نبوت است نه امامت ـ؟ تشيع ولايتي به دوم معتقد است و وصيت را «معطي سمت امامت» نمي­داند آن را معرفي «وليّ من عندالله» مي­داند. وقتي که امام باقر (ع) امام صادق را به عنوان امام بعد از خود معرفي مي­کند امامت را به او نمي­دهد او خود امام است امامت و علم لازم امامت را خدا به او داده است امام باقر فقط اين واقعيت را معرفي مي­کند. امام صادق «حجۀ من عندالله» است نه «حجۀ من عندالباقر»، حجۀ الله است نه حجۀ الباقر، ولي الله است نه ولي الباقر. درست است شيعۀ وصايتي نيز معتقد است که پيامبر (ص) و ائمه (ع) عالم­ترين فرد را وصي خود قرار داده و معرّفي مي­کنند اما ميان اين دو فرقِ کاملاً ما هوي هست در امامي که صرفا با وصيت، امام شود علم غيب حتي عصمت و حتي حجت بودن، به عنوان لازمه­هاي ضروري و لا ينفک امامت تلقي نمي شود تنها به عنوان عالمترين فرد شناخته مي شود. شيعه وصايتي معتقد بود علي عالمترين فرد است و چون پيامبر (ص) در وصيتش حاکميت را نيز به او واگذار کرده بود خلافت نيز حق او بود. ديگر امامان فقط عالمترين فرد هستند و همديگر را فقط به عنوان رهبر علمي معرفي کرده­اند. همان طور که آقاي مدرسي پيش­تر به اين عقيده خودش تصريح کرد. در اين جا نيز تکيه­­اش فقط به وصيت است و بس. اصول شيعه وصايتي چندان تفاوتي با بينش اموي ندارد معاويه نيز کاملاً بر عالمترين بودن علي (ع) اعتقاد داشت که در متون تاريخي، ادبي حتي حديثي، اين اعتقاد معاويه به وفور آمده است.[1] آنان وصايت بر حکومت و خلافت علي (ع) را از اساس انکار کردند اما شيعه وصايتي به اين وصايت تنها در مورد علي (ع) معتقد بود غير از اين فرقي با هم ندارند. يعني فرق اصول بينش اموي با اصول بينش شيعه وصايتي فقط در خلافت علي (ع) است درباره ديگر امامان همگي نظر واحد دارند. عبدالملک مروان و وليد بن عبدالملک هر دو امام باقر (ع) را عالم­ترين فرد امت مي دانستند و او را رهبر علمي امت و حتي رهبر علمي خودشان ميدانستند وقتي که عبدالملک با مشکل پيچيده اقتصادي که در اثر سکّه رومي پيش آمده بود راه حلّي پيدا نکرد از امام رهنمائي و چاره خواست و امام نيز او را رهبري کرد. البته يک فرق ديگر هم هست: شيعه وصايتي معتقد بود که خلافت در انحصار بني هاشم است که از بني هاشم به عنوان «آل رسول» تعبير ميکردند که يک تعبير کاملا غلط است که «آل هاشم» را «آل رسول» ميناميدند و خلافت را به «آل عباس» به نام «آل رسول» دادند. در ادامه مي­گويد: اين نصّ و نصب پس از امير مؤمنان (ع) در مورد هيچ امامي قوي­تر و روشن­تر از حضرت عسکري (ع) نبود که عهده­دار پيشين مقام امامت ]يعني امام هادي (ع)[، ايشان را علنا در مجلس عام و علي رؤس الاشهاد به جانشيني خود نصب فرمود. بررسي: باز هم سخن از «نصب» است. نه اعلام حجت بودن حضرت عسکري (ع) از ناحيه خدا. ادامه: در واقع پس از روز غدير، اين تنها موردي بود که امام زنده به دليل اهمّيت امر، بدون رعايت تقيّه جانشين خود را رسما و علنا نصب و در ميان جمعيّتي که براي تسليت درگذشت فرزند ارشد امام به محضر ايشان آمده و تمامي زواياي بيت رفيع امامت را پر کرده بودند صريحا اعلام ميداشت. ترديد در نصّ و نصب امام عسکري ـ صلوات الله عليه ـ ترديد در اساس نصّ و وصيت است که تشيع امامي بر آن اساس بنياد شده است

    . . . ادامه




  • عمرجهان
    عمرجهان

     

    به سيماي آية «خلق السموات و الارض» بار ديگر نگاه كنيد. همه اين جهان پهناور و بزرگ در شش روز يعني در شش بخش و مرحله از زمان خلق شده‌اند. و اگر مرحلة «ايجاد» را نيز به آن بيافزاييم، هفت مرحله مي‌شود. زمان نيز همگام با مادة اوليه و در همان مرحلة ايجاد بوجود آمده است.

    پس دست كم در مورد آغاز روزهاي ششگانه اين آگاهي كلي را داريم كه ابتداي آنها همان مرحلة ايجاد بوده است. كه با رخ دادن انفجار يا تحوّل عظيم در مركز جهان پايان يكي از آنها فرا مي‌رسد.

    از لحظة آغازين تحوّل (كه كرات و كهكشان‌ها به گاز، مذاب و انرژي تبديل مي‌شوند) تا تشكيل كامل آسمان (قشر) جديد، و كهكشان‌ها و كرات جديد، شب آن روز محسوب مي‌شود.

    پس از رخداد ششمين تحول و سپري شدن شب آن، روز هفتم شروع شده و اينك در حوالي عصر اين روز هستيم.

    اكنون موضوع جالب اين است: آيا مي‌توان رقمي براي مدت زمان يكي از اين «روز»ها تعيين نمود؟ آيا اسلام از اين مسأله نيز سخن گفته است؟ خوشبختانه پاسخ اين سئوال مثبت است. طول يكي از اين روزها هيجده ميليارد و دويست و پنجاه ميليون سال (000/000/250/18) است.

    و اگر اين رقم را در شش ضرب كنيد (000/000/500/109) يكصدو نه ميليارد و پانصد ميليون سال، با سال‌هاي كرة زمين ما، به دست خواهد آمد.

    اگر بنابراين باشد كه اين روزها شب نيز داشته‌اند بايد رقم مذكور را در دو ضرب كنيم. كه رقم (000/000/000/219) به دست مي‌آيد.

    البته براي به دست آوردن عمر جهان تا امروز، بايد مدت صبح تا عصر روز هفتم را نيز بر رقم مذكور بيافزاييم. كه در سطرهاي بعدي به بحث آن خواهيم پرداخت. اين محاسبه بر اساس آية 47 سورة حج و آية 4 سورة معارج، انجام مي‌يابد.

    نجوم شناسان و محققين علوم فضايي و كيهاني غربي عمر كهكشان‌هاي كنوني و سازمان كنوني جهان را بين پانزده ميليارد (000/000/000/15) و ده ميليارد (000/000/000/10) سال تخمين مي‌زنند كه به نظر مي‌رسد اين يافتة آنها چندان از واقعيت دور نباشد. آنان معتقدند: قبل از مدت مذكور همه كهكشان‌ها و منظومه‌ها و فاصلة ميان آنها، توده‌اي از گاز و مواد مذاب و قهراً همراه با انرژي بوده است. و كهكشان‌ها و كرات از آن گازها و مواد مذاب و انرژي بوجود آمده‌اند.

    اگر مجموع شش شبانه روز را به ميانگين ده و پانزده ميليارد يعني (000/000/500/12) اضافه كنيم رقم
    (000/000/500/231) سال به دست مي‌آيد. كه تخميناً مجموع عمر جهان از «ايجاد» تاكنون مي‌باشد. و قبل از آن روزي بود روزي نبود، غير از خدا چيزي نبود.

    ادامه . . .

     




  • دو دست خدا
    
    دو دست خدا

     

    خداوند جسم نیست تا دست داشته باشد، تعبیر با «دست خدا»- یدالله- برای رسانیدن معانی ای است که موضوع بحث ما یکی از آن معانی است. قرآن در موارد متعدد چنین تعبیر کرده است. از جمله: قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ. آل عمران73 يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِم. فتح10 بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ. آل عمران26 تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير. ملک1 در این قبیل آیه ها «دست» آمده، در برخی دیگر از جمله در آیه زیر «دو دست» آمده است: قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتان. (مائده64): یهودیان گفتند دست خدا بسته است، دست های شان بسته باد، به خاطر این سخن از رحمت خدا دور شدند بل که هر دو دست خدا باز است. قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ. (ص75): خدا فرمود ای ابلیس چه چیز مانع تو شد بر آن (آدم) که با دو دست خودم خلق کردم سجده کنی؟ مراد از «دو دست»: یعنی خدا دو نوع فعل دارد: کارهای خدا دو گونه است: 1- خلق. 2- اَمر. لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْر (اعراف54): برای اوست خلق و امر. در مقدمۀ این دفتر گفته شد که این بحث خیلی پیچیده و درهم تنیده است. قرار گذاشتیم برای آسان شدن این مباحثۀ سنگین، نویسنده در آسان کردن آن سعی کند و خواننده نیز در پایان هر بخش جان مطلب را یادداشت کند. اکنون لطفاً قلم برداشته بنویسید: خداوند دو نوع کار دارد: 1- خلق. 2- اَمر. اکنون ببینیم این دو نوع کار چیستند و چه فرقی با هم دارند؟؟ خلق: خلق یعنی آفریدن چیزی از چیزی: پدید آوردن چیزی از چیزی که قبلاً وجود داشته. به آیه های زیر توجه فرمائید: وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماء (نور45): خداوند هر جنبنده را از آبی آفرید. خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّار (الرحمن14): خلق کرد انسان را از گل (گلی که ظاهرش خشک و باطنش نرم بود) شبیه سفال، آفرید. وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نار (الرحمن15) و جنّ را از آتش درهم تنیده خلق کرد. أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ (آل عمران49) عیسی(ع) فرمود: خلق می کنم برای شما از گِل به شکل مرغ. در همۀ این قبیل آیات لفظ «مِن» به معنی «از» آمده؛ خلق یعنی آفریدن چیزی، ساختن چیزی از چیزی، پدید آوردن چیزی از چیزی. خلق و ویژگی های آن: 1- خلق همیشه لفظ «از» را لازم گرفته است. 2- باید قبلاً چیزی باشد و چیز دوم از آن خلق شود. 3- خلق بر اساس قانون «علّت و معلول» است تا علّت نباشد معلول به وجود نمی آید. 4- خلق مطابق قوانین طبیعت انجام می یابد: اگر یک پدیدۀ کیهانی است مطابق قوانین فیزیک فضائی و کیهانی خلق می شود و اگر یک عنصر است با فرمول های شیمیائی باید به وجود آید و اگر یک چیز نباتی است مطابق قوانین حیات نباتی و اگر... 5- خلق، کاری است که در درون «زمان» انجام می یابد. زیرا خود «خلق» یک «حرکت» است حرکت از چیز اول به چیز دوم. و حرکت یعنی عین زمان. و زمان غیر از حرکت و تغییر اشیاء جهان، چیزی نیست.[1] 6- خلق، کاری است که در درون «مکان»- یا بگوئید «فضا»- انجام می یابد. زیرا هر چیز غیر از خدا، محدود است و «حدود هر چیز» مکان اوست. آن چیز اول، محدود است و آن چیز دوم که از آن خلق می شود نیز محدود است. خواه یک کهکشان بزرگ باشد و خواه یک دانه گندم و یا اتم.

    . . . ادامه




  • محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌
    
    محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌

    صوفيان دين را دقيقاً وارونه كردند و محي‌الدين دين را با كمال گستاخي پيش پاي بت‌پرستي ذبح كرد. او با اين شيوه از مرگ گرفته بود كه جامعه اسلامي دست كم به تب راضي شود. زيرا ديني كه با بت پرستي سازگار باشد بي ترديد با دين مسيحيان صليبي بهتر مي‌تواند سازگار باشد و هدف او همين بود.

    در ظاهر وانمود مي‌كرد كه جنگ‏هاي صليبي كار بيهوده است (يعني دفاع در مقابل صليبيان كار احمقانه است) لذا نه تنها به هيچ نحوي در آن جنگ‏ها شركت نكرد و به جاي تشويق مردم به دفاع و جهاد، آنان را به اعمال فردي صوفيانه و معاشقه با خدا دعوت مي‌كرد. در بحبوحه جنگ، او به معراج مي‌رفت و به نكوهش علي‌(ع) سمبل جهاد، در آسمان چهارم مي‌پرداخت. در ظاهر كلام، به نفع ابوبكر و به ضرر علي‌(ع) سخن مي‌گفت: «هنگام برگشت در آسمان چهارم علي را ديدم و به او گفتم ابوبكر با پيامبر(ص) در آسمان هفتم به خوش و بش مشغول است تو در اين جا مانده‏اي‌، در دنيا گمان مي‌كردي كه از ابوبكر افضل هستي‌». اما در حقيقت با نكوهش علي‌(ع) كه سمبل جهاد بود، جهاد گران را دل‌سرد مي‌كرد.

    ابوبكر مرد ميدان نبرد نبود و در هيچ جنگي كاري نكرده بود و سمبل «غير رزمنده بود» ترجيح اين سمبل به آن سمبل براي باز داشتن مسلمين از جهاد بود. او در تفخيم و بزرگ كردن ابوبكر سخت مي‌كوشيد حتي براي اين كه او را فرد متفكر با تفكر عميق، نشان بدهد سخنان و كلمات قصار ديگران را (سرقت ادبي كرده و) به نام ابوبكر ثبت مي‌كرد و شعر «العجز عن درك الادراك، ادراك» اميرالمؤمنين‏(ع) را به نام او ثبت كرد كه در جلد اول گذشت.

    با اين همه او رسماً مي‌گفت: «امروز ابوبكر در زير علم من قرار دارد همان طور كه در زير علم پيامبر(ص) قرار داشت» يكي از اهداف او در اين ترجيح خود بر ابوبكر يك امر بس مهم بود كه برايش مهم‏تر از هدف بالا بود. او با اين برنامه مي‌خواست «پشت جبهه» را نيز خالي كند. زيرا اگر ابوبكر در ميدان‏هاي نبرد كاري نكرده بود اما او بود كه پي‌درپي براي تسخير شامات و گرفتن سرزمين مسيحيان لشكر مي‌فرستاد.

    محي‌الدين ابتدا سيماي سمبل رزمندگان را تخريب مي‌كرد، سپس سيماي سمبل پشت جبهه را، و آن گاه خودش را براي همه مردم سمبل قرار مي‌داد. و در اين برنامه، شعار «پاي وحدت بر سر كفر و مسلماني زديم» صوفيان، و نيز شعار بي ريشه و جعلي آنان يعني «هل الدين الا الحب» سخت به كار او مي‌آمد. ترويج جهاد اكبر نه براي جهاد اكبر بل براي از بين بردن جهاد اصغر، عين مكتب محي‌الدين و عين زندگي عملي اوست. آن هم در بحبوحه جنگ‏هاي صليبي‌.

    طبيعت خطر پرهيزي بشر نيز در كمك و ياري محي‌الدين بود. و عامل قوي‌تر از همه، تصوف زدگي مردمان سنّي ـ كه شعار «من لا شيخ له فشيخه شيطان» عقيده اول همگان بود ـ پيشاپيش زمينه را براي اهداف او كاملاً آماده كرده بود.

    در زمان سيف الدول‍ه حمداني كه بر صليبيان پيروز مي‌شد و دفاع مي‌كرد، روح جامعه به اندازه عصر محي‌الدين دچار آفت و خوره تصوف نگشته بود.

    ادامه ...