شنبه 3 تير 1396/ Sat 24 June 2017
  • امام باقر(ع) : شرّقا و غرّبا لن تجدا علماً صحيحاً الّا شيئاً يخرج من عندنا اهل البيت خودتان را به مشرق و مغرب بزنيد علم صحيح پيدا نمى كنيد مگر چيزى كه از پيش ما اهل بيت صادر شود.

درباره‌ی ما...
«رضوی‌ها» خانواده‌ای هستند كه اندكی متفاوت می‌اندیشند. آنها معتقد‌اند راه، راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است و بس. برای نسخه دادن به انسان باید منطق ارسطوئی را به كناری نهاد. چون این نوع منطق‌ها به جراحی اندیشه و جهان می‌پردازند و از كلیت هستی غافل می‌شوند. منطق ارسطوئی صرفاً منطق ذهن شناسی است.
نكته اینجاست: چرا پیامبران در قالب هیچ كدام از منطق‌های شناخته شده سخن نگفته‌اند؟ چون تمام این منطق‌ها خواسته‌اند به «جراحی اندیشه و جهان» بپردازند. منطق ارسطویی خود نوعی از منطق جراحی كنندة اندیشه است و منطق جراحی شده نسخه جراحی شده می‌دهد كه اگر به بخشی از اندام هستی انسان مفید باشد برای بخش دیگر مضر خواهد بود. «جهان هستی كتاب تكوین است و قرآن كتاب تدوین».
این خانواده معتقد است اگر علوم انسانی قرآن و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ درست تبیین شود جهانیان بدون درنگ شیفته آن خواهند شد.
ما «رضوی‌ها» تا آنجا كه به یاد داریم در خاندانی روحانی و خانواده‌ای فرهنگی، مذهبی بزرگ شده‌ایم. فرزندان برای ماندگاری نام و یاد پدرانشان معمولاً فرزندانشان را به نام پدران‌شان نام نهاده‌اند.
اكنون شرح مختصری از تاریخ این خانواده كه به نظر می‌رسد در این زمان اندكی هم متفاوت می‌اندیشند:
شیخ محمد شفیع جهرمی از « گلدامچه» جهرم به قصد تحصیل علوم دینی به شهر كاظمین مهاجرت می‌نماید. فرزند وی شیخ محمد رفیع كاظمینی و فرزند او نیز شیخ محمد ولی كاظمینی همانند پدرانشان به تحصیل و تدریس در حوزه‌های علوم دینی می‌پردازند.
شیخ محمد علی كاظمینی خوئی فرزند شیخ محمد ولی كاظمینی در یكی از سالهای 37 ـ 1336 به عنوان عضو هیئت سیاسی به ایران می‌آید. در آن زمان میان محمد حسین میرزا پسر محمد علی میرزا، حاكم كرمانشاهان و داود پاشا حاكم بغداد جنگهایی در می‌گیرد. داود پاشا هیئتی به سرپرستی شیخ موسی نجفی به دربار فتحعلی شاه در تهران اعزام می‌نماید. نظر به اینكه عباس میرزا مرد شماره 2 ایران، آن روزها در منطقه خوی به جهت جنگ با عثمانیان اردو زده بود، دو نفراز اعضای هیئت مذكور نیز به خوی اعزام می‌شوند. شیخ محمد علی كاظمینی خویی (نیای خاندان رضوی)‌ نیز یكی از آن دو نفر اعزامی بوده است. در این هنگام عباس میرزا در حوالی بایزید و دیار بكر و محمد حسین میرزا در نواحی سلیمانیه با عثمانیان می‌جنگیدند.
داود پاشا قبل از آنكه هیئت اعزامی از تهران و خوی باز گردد و پاسخ دولتیان ایران را به او برسانند، دست به حمله می‌زند. هیئت شیخ موسی نجفی در ایران ماندگار می‌شود و شیخ محمد علی كاظمینی خویی كه روحانی جوانی بوده در خوی رحل اقامت افكنده و چون مردی ستاره شناس و تقویم نویس و نیز « زیج شناس» خبره‌ای بوده برای تنظیم امور تقویمی حكومت عباس میرزا انتخاب می‌شود.
در سال 1244 قمری ـ هنگامی كه ملک قاسم میرزا برادر عباس میرزا (معروف به شازده و امیر تومان)‌ عازم ارومیه می‌شود شیخ محمد علی كاظمینی خویی را در معیت خود به ارومیه می‌برد.
شیخ در ارومیه با دختری به نام « فاطمه» از طوایف شكاك ازدواج می‌كند. محصول این ازدواج ، شیخ رضا قلی ارومی نیای خاندان رضوی است كه در سال 1245 قمری متولد می‌شود.
شیخ محمد علی كاظمینی خویی پس از چهارده سال اقامت در خوی و ارومیه سرپرستی امور تقویمی در سال 1259 قمری در راه بازگشت از مكه دارفانی را وداع می‌گوید.
فرزند وی شیخ رضا قلی ارومی بنابر وصیت پدر تحت قیمومیت یكی از افراد برجسته و متشخص ارومیه پرورش می‌یابد.
شیخ رضاقلی ارومی پس از تحصیلات مقدماتی و آموزش فنون اولیه زیج‌شناسی نزد پدرش، به نجف اشرف عزیمت می‌نماید و بیش از 5 سال در حوزه نجف و در جوار بارگاه حضرت امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ به كسب معارف اسلامی می‌پردازد. هنگام مراجعت استادش مرحوم قرچه داغی در معیت ایشان به تبریز می‌آید. و به ادامه تحصیل و كسب معارف اسلامی نزد استادش می‌پردازد.
از مرحوم قرچه داغی بیش از 22 جلد كتاب معروف به جای مانده است. وی حوزه بزرگی در تبریز دایر می‌كند كه علمای برجسته‌ای از حوزه او برخاسته‌اند.
شیخ رضاقلی ارومی پس از پایان دادن به تحصیلات خود در تبریز به وطن خود باز می‌گردد و به تدریس و تربیت طلاب در حوزه علمیه شهر ارومیه می‌پردازد. وی با دختر یكی از خوانین ارومیه و از طوایف «عربلو» بنام سلطنت خانم ازدواج می‌كند.
سرانجام شیخ رضاقلی ارومی در پی درگیری و مقابله با حاكم ارومیه ناگزیر به املاك موروثی همسر خود در منطقه دنج و ییلاقی «سولدوز» (نقده) مهاجرت می‌نماید. وی علاوه بر فقه و اصول در كیهان شناسی و معماری نیز تبحر داشته است. آثاری چنداز معماری و مهندسی كشاورزی ایشان هنوز در منطقه سولدوز باقی است.
ابزار علوم هیئت و زیج شناسی شیخ رضاقلی ارومی تا این اواخر در خانواده او به یادگار مانده بود كه در غائله «سیمیتكو» به تاراج رفت.
شیخ رضاقلی ارومی در روز پنج شنبه 7 ذی قعده سال 1320 قمری در سن 85 سالگی در گذشت و توسط فرزندانش به مشهد مقدس منتقل گردید و به خاك سپرده شد.
شیخ محمد ولی، شیخ عباسقلی، شیخ محمد علی و شیخ محمد شفیع چهار فرزند شیخ رضا قلی ارومی هستند كه همانند پدربزرگوارشان تحصیل دانش و معارف اسلامی را ادامه دادند.
آیت الله شیخ محمد ولی فرزند ارشد شیخ رضاقلی پس از تلمذ از محضر پدر در سن 20 سالگی همراه مادر و همسر و نیز برادر 18 ساله‌اش حاج شیخ عباسقلی جهت ادامه تحصیل به نجف می‌روند. تا آن روز ادبیات فارسی، ادبیات عربی، منطق، معانی بیان و عروض «مطول» و فقه تا پایان شرایع و شرح لمعه را در حضور پدر گذرانده بودند و در حوزه نجف نیز به درس مكاسب می‌پردازند.
شیخ محمد ولی و شیخ عباسقلی (حاج شیخ) از شاگردان مرحوم فاضل شربیانی و آخوند ملا محمدكاظم خراسانی بودند.
شیخ محمد علی برادر سوم نیز كه تنها ادبیات عرب را به اتمام رسانده بود با آنان همراه بوده كه ادامه تحصیل خود را از لمعه در حوزه نجف آغاز می‌كند. ایشان نیز پس از مدتی به آذربایجان مراجعت می‌نماید و دو برادر بزرگتر به تحصیل در حوزه نجف ادامه می‌دهند و به درجه اجتهاد می‌رسند.
كوچكترین فرزند شیخ رضاقلی ارومی، شیخ محمد شفیع تا پایان سطح ادامه تحصیل می‌دهد.
آیت الله شیخ محمد ولی پس از هفت سال متوالی تحصیل در حوزه نجف و تلمذ از محضر مرحوم فاضل شربیانی و آخوند ملا محمد كاظم خراسانی و دریافت گواهی اجتهاد به آذربایجان باز می‌گردد و همانند پدر گرامی خود رهبری دینی و علمی جامعه و مردم موطن خود را به عهده می‌گیرد. وی در سال 1346 قمری در سن 52 سالگی وفات می‌كند و در قبرستان « در بهشت » قم به خاك سپرده می‌شود.
فرزند ارشدش شیخ مهدی متولد نجف اشرف تا مطول (معانی بیان) نزد والدش و نیز عمویش حاج شیخ عباسقلی تحصیل می‌كند و در مراغه به تكمیل سطح می‌پردازد، آنگاه جهت ادامه تحصیل به شهر مقدس قم عزیمت می‌نماید و در درس فلسفه حضرت امام خمینی (ره) نیز حاضر می‌شود. پس از تحصیل در حوزه قم و وفات پدرش شیخ محمد ولی به آذربایجان مراجعت می‌نماید و جانشین پدر در امر ارشاد و هدایت مردم می‌شود. وی در سال 1357 هجری شمسی بدرود حیات گفت.
آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی نیای خاندان رضوی پس از مراجعت برادر ارشدش شیخ محمد ولی دو سال دیگر نیز به تحصیل در حوزه نجف ادامه می‌دهد. وی پس از 9 سال تحصیل و تلمذ از محضر مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانی و مرحوم فاضل شربیانی و اخذ گواهی اجتهاد از ایشان به موطن خود باز می‌گردد و به تربیت طلاب و تدریس علوم حوزوی می‌پردازد.
آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی (حاج شیخ) از فقیهان پر آوازه آذربایجان به شمار می‌رود. مقام فقهی و شهرت علمی او مورد توجه حوزه‌های علمیه عصر خود بود. جناب خاتمی رئیس جمهور وقت در سفر خود به آذربایجان از ایشان به عنوان یكی از بزرگ فقیهان آذربایجان یاد می‌كند.
حاج شیخ در گوشة دنجی از باغ بزرگ مشرف به خانه‌اش ساختمانی به نام «باغ اطاقی » رو به باغات و مناظر جالب و دلكش بنا كرده بود. بالكن طبقه دوم « باغ سرای» وی میعادگاه علما، روحانیون و سادات از اقصی نقاط آذربایجان و مدرسة تربیت طلاب بود.
حاج شیخ سالها در فراق نجف اشرف شعر «حافظ اگر قدم نهی در ره خاندان بصدق ـ بدرقة رهت شود همت شحنة نجف» را زمزمه می‌كرد و می‌گریست. او سخت به زیارت عاشورا اهتمام می‌ورزید. هر صبح بعد از نماز بدان می‌پرداخت و هر روز قبل از اذان صبح یك جزء قرآن برنامه مقرری او بود. وی در اسفند ماه سال 1353 هجری شمسی به دورد حیات گفت. روحش شاد و قرین رحمت حضرت حق باد.
از سلالة وی پنج عالم و روحانی بزرگ پا بر عرصة حیات نهادند: حاج شیخ محمد حسن رضوی، شیخ محمد حسین رضوی، آیت الله حاج شیخ محمد امین رضوی (صاحب كتاب پرآوازه «تجسم عمل»)، حاج شیخ محمد رضوی، آقا محمد جواد رضوی و حاج شیخ فضل الله رضوی، جملگی از فرزندان آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی هستند.
شیخ محمد حسین رضوی فرزند دوم حاج شیخ عباسقلی رضوی كه همواره از مكتب درس پدر و محافل علمی بهره‌مند بود، مدتی در حوزه علمیه مراغه مشغول تحصیل می‌شود. ایشان با شركت مستمر در حلقه درس پدر بزرگوار از كسب كمالات علمی و معنوی باز نمانده و با گرد آوری و نقل احادیث ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ به تبلیغ مبانی اصیل مكتب تشیع می‌پرداخت.
وی دارای بیانی شیوا و بلیغ در مسایل كلامی و اصول عقاید بود. امام موسی صدر به این ویژگی او سخت علاقه‌مند بود امام موسی صدر طی دو نامه كه از لبنان به آیت الله حاج شیخ محمد امین رضوی ارسال داشته از این علاقه خود یاد كرده‌اند.
آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی، فرزند ارشد شیخ محمد حسین رضوی است. در این «سایت» به نشر مبانی فكری و علمی و آثار و تألیفات ایشان و آیت الله حاج شیخ محمد امین رضوی خواهیم پرداخت.
حاج قاسم رضوی، شهید بزرگوار هاشم رضوی و محمد رضوی فرزندان دیگر مرحوم شیخ محمد حسین رضوی می‌باشند.
در سال 1339 اوایل تابستان سومین فرزند ذكور این خانواده در طلیعة فجر چشم به جهان گشود و نامش را «هاشم» نهادند كودك نوباوه در دامان خانواده‌ای تربیت می‌یافت كه مباحث علمی و مذهبی محور اصلی زندگی خانوادگی به شمار می‌رفت و تبلیغ مبانی دینی مهمترین وظیفه به شمار می‌آمد. شهید هاشم رضوی پس از اتمام تحصیل در دبیرستان صدوق قم، با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه به خدمت سربازی رفته و بعد از طی دورة آموزشی در پادگان پل دختر، در لشگر 64 ارومیه مشغول خدمت می‌شود. پس از اتمام دوره خدمت نظام وظیفه با حضور در جبهه‌های جنگ و دفاع از حریم اسلامی، دین خود نسبت به اسلام، رهبری و مرز و بوم را به جای می‌آورد. سرانجام در سال 1362 در عملیات والفجر چهار در ارتفاعات مشرف به شهر پنجوین هدف اصابت تیر مستقیم قرار گرفته و به شهادت می‌رسد. روحش شاد و قرین رحمت حضرت حق باد.
آقا شیخ هادی رضوی و شیخ روح الله رضوی فرزندان روحانی آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی، شیخ رسول رضوی و شیخ احمد (هاشم) رضوی فرزندان حاج قاسم رضوی و شیخ علی اكبر رضوی فرزند محمد رضوی، جملگی از نوادگان روحانی مرحوم شیخ محمد حسین رضوی می‌باشند.