شنبه 3 تير 1396/ Sat 24 June 2017
  • امام باقر(ع) : شرّقا و غرّبا لن تجدا علماً صحيحاً الّا شيئاً يخرج من عندنا اهل البيت خودتان را به مشرق و مغرب بزنيد علم صحيح پيدا نمى كنيد مگر چيزى كه از پيش ما اهل بيت صادر شود.
کدمطلب : 2289
پاسخ به یک نقد علمی

بنام خدا

پاسخ به یک نقد علمی

حجۀ الاسلام و المسلمین جناب آقای حسینیان قمی

سلام، نقدی را که دربارۀ یکی از مطالب من مرقوم فرموده بودید، خواندم. توفیق روز افزون برای جنابعالی در دفاع از احادیث اهل بیت علیهم السلام را آرزو دارم. و از این که وقت تان را صرف مطالعه مطلب من کرده اید متشکرم خداوند به همۀ ماها لطف کند تا عمرمان را در راه قرآن و اهل بیت علیهم السلام صرف کنیم. اکنون متن مقالۀ شما را بعینه می آورم سپس پاسخ آن را تقدیم می کنم:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دفاع از حدیث

پاسخ به اتّهام جعل در مورد دو روایت

مهدی حسینیان قمی

مقدمه:

در مقاله سرورم حضرت آیت الله مرتضی رضوی دامت برکاته دو حدیث به طور قطع جعلی اعلام شده است که این‌گونه بی پروا حدیث را به جعلی بودن متّهم ساختن هرگز پسندیده نیست.

این‌گونه اتّهام‌ها در ارتباط با روایات باید با دقت و تأمل صورت گیرد و حتماً گروهی و با مشورت و نظر گیری از دیگران همراه باشد. اینکه ما با یک تأمل در روایتی جعلی بودن روایت و نادرست بودن آن را در هر بخش دین اعلام کنیم کار ساده‌ای نیست. عالمان سترگ و کارشناسان قوی و قدرتمند روایات پس از بررسی‌های زیاد با احتیاط، احتمال جعلی بودن را مطرح می‌سازند.

سخن در این رابطه فراوان است و جعلی اعلام کردن سریع روایات کاری بس خطرناک است؛ این میراث ارزشمند را نباید به سادگی از دست داد. ما باید بیشتر به فهم و درک و دستیابی به عمق روایات بپردازیم.

اتّهام جعل:

در فصلنامه سمات[1] در مقاله جناب آیت الله مرتضی رضوی دامت برکاته آمده:

«... قیصری با آوردن دو حدیث جعلی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله سخنان او را به اصطلاح مستدل‌تر می‌کند. حدیث جعلی اوّل: «لولا تذنبون لذهبت بکم و خلقت خلقاً یذنبون و یستغفرون فاغفر لهم». اگر گناه نکنید شما را از بین می‌بریم و موجود دیگری می‌آفرینیم تا گناه کنند سپس استغفار کنند و بیامرزم آنها را.

اینان مثلاً از این نگران هستند که مردم آن قدر مقدّس باشند و گناه نکنند در نتیجه، خدایانی از قبیل توّاب، غفّار، عفوّ، رئوف، رحیم، قهّار، منتقم و امثال‌شان، بی‌کار بمانند(!!).

حدیث جعلی دوم: «لو لم تذنبوا لخشیت علیکم ما هو اشدّ من الذنب الا هو العجب العجب العجب». اگر کناه نکنید می‌ترسم به چیزی دچار شوید که اشدّ از گناه است و آن عجب است. عجب، عجب...».

دفاع ما:

«اللَّهُمَ‏ تُبْ‏ عَلَيَ‏ حَتَّى‏ أَتُوبَ وَ اعْصِمْنِي حَتَّى لَا أَعُودَ»[2].

انسان اگر به خودش واگذار شود مبتلای به گناه می‌شود باید به خدا پناه برد و از او بخواهد و عصمت بطلبد.

ما به گفته محیی الدین در فصوص و قیصری شارح فصوص کاری نداریم ولی این حدیث و مشابه‌های آن که تقدیم محضرتان می‌گردد جعلی نیست.

جناب آیت الله آقای مرتضی رضوی دامت برکاته در ارتباط با این روایت که مفاد صحیح دارد و قابل انکار نیست و مشابه‌های آن نیز فراوان است، جزماً می‌گویند که این دو حدیث جعلی است بنگرید به عبارت ایشان:

«حدیث جعلی اوّل...

حدیث جعلی دوم...»

من تنها تخصّصم در حدیث است و نمی‌دانم که در ارتباط با حرف محیی الدین و قیصری ایشان راه اعتدال را پیموده یا بسان برخوردشان با این دو روایت در آنجا هم برخوردشان درست نیست.

در هر صورت ما دو روایت جعلی مورد نظر ایشان را می‌آوریم و ترجمه می‌کنیم و سپس به برخی از روایات مشابه این دو روایت اشاره خواهیم داشت.

ما مطمئن هستیم که هر خواننده‌ای و حتی شخص ایشان که این شبهه برایشان پیش آمده اگر با دقّت در این روایت بنگرند صدق و راستی این روایات را در می‌یابند.

روایت اولی که ایشان آن را جعلی خوانده‌اند و بسیاری از روایات مورد اشاره ما، همه از برجسته‌ترین مجموعه روایی شیعه است و اعتبار این روایات در حدّ بسیار عالی است. باید در ارتباط با روایاتمان به ویژه روایات مجموعه‌های معتبر روایی شیعه بیشتر در جهت فهم و تحلیل و درک آن بکوشیم نه اینکه بدون تأمل، جعلی بودن آنها را فریاد کنیم.

برخورد معتدلانه و بدون افراط و تفریط همیشه مورد سفارش است و در سایه اعتدال بهتر به حقیقت‌ها دست می‌یابیم و منصفانه‌تر قضاوت و داوری می‌کنیم.

این روایات به مانند اشک چشم پاک و پاکیزه‌اند و حقیقتی تابناک را بازگو می‌کنند و نمی‌دانم حضرت آقای رضوی دامت برکاته چرا این‌گونه با این روایات برخورد کرده‌اند. این‌گونه برخورد با روایات ناب شیعه جدّا پسندیده نیست به ویژه از کسانی که از معارف ناب شیعه دفاع می‌کنند و بر پای بندی درست به قرآن و روایات تأکید دارند.

هم اکنون دو روایت مورد نظر ایشان را به همراه روایات مشابه می‌آوریم و در مجموعه روایات تأمل می‌کنیم. داوری را می‌توانیم به خود خوانندگان واگذاریم چرا که موضوع آن‌قدر روشن است که نیاز به دفاع ما ندارد.

اینک روایت اول:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ الْأَحْوَلِ عَنْ سَلَّامِ بْنِ الْمُسْتَنِيرِ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَدَخَلَ‏ عَلَيْهِ‏ حُمْرَانُ‏ بْنُ‏ أَعْيَنَ‏ وَ سَأَلَهُ عَنْ أَشْيَاءَ فَلَمَّا هَمَّ حُمْرَانُ بِالْقِيَامِ قَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام أُخْبِرُكَ أَطَالَ اللَّهُ بَقَاءَكَ لَنَا وَ أَمْتَعَنَا بِكَ أَنَّا نَأْتِيكَ فَمَا نَخْرُجُ مِنْ عِنْدِكَ حَتَّى تَرِقَّ قُلُوبُنَا وَ تَسْلُوَ أَنْفُسُنَا عَنِ‏ الدُّنْيَا وَ يَهُونَ عَلَيْنَا مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ مِنْ هَذِهِ الْأَمْوَالِ ثُمَّ نَخْرُجُ مِنْ عِنْدِكَ فَإِذَا صِرْنَا مَعَ النَّاسِ وَ التُّجَّارِ أَحْبَبْنَا الدُّنْيَا.

قَالَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّمَا هِيَ الْقُلُوبُ مَرَّةً تَصْعُبُ وَ مَرَّةً تَسْهُلُ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَمَا إِنَّ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ نَخَافُ عَلَيْنَا النِّفَاقَ قَالَ فَقَالَ وَ لِمَ تَخَافُونَ ذَلِكَ قَالُوا إِذَا كُنَّا عِنْدَكَ فَذَكَّرْتَنَا وَ رَغَّبْتَنَا وَجِلْنَا وَ نَسِينَا الدُّنْيَا وَ زَهِدْنَا حَتَّى كَأَنَّا نُعَايِنُ الْآخِرَةَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ نَحْنُ عِنْدَكَ فَإِذَا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِكَ وَ دَخَلْنَا هَذِهِ الْبُيُوتَ وَ شَمِمْنَا الْأَوْلَادَ وَ رَأَيْنَا الْعِيَالَ وَ الْأَهْلَ يَكَادُ أَنْ نُحَوَّلَ عَنِ الْحَالِ الَّتِي كُنَّا عَلَيْهَا عِنْدَكَ وَ حَتَّى كَأَنَّا لَمْ نَكُنْ عَلَى شَيْ‏ءٍ أَ فَتَخَافُ عَلَيْنَا أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ نِفَاقاً.

فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله كَلَّا إِنَّ هَذِهِ خُطُوَاتُ الشَّيْطَانِ فَيُرَغِّبُكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ اللَّهِ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى الْحَالَةِ الَّتِي وَصَفْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِهَا لَصَافَحَتْكُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ مَشَيْتُمْ عَلَى الْمَاءِ وَ لَوْ لَا أَنَّكُمْ تُذْنِبُونَ فَتَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَخَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً حَتَّى يُذْنِبُوا ثُمَّ يَسْتَغْفِرُوا اللَّهَ فَيَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ الْمُؤْمِنَ مُفَتَّنٌ تَوَّابٌ‏ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ»‏[3]  وَ قَالَ‏ «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ[4]»[5].

سلام بن مستنیر گوید: در خدمت امام باقر علیه السلام بودم حمران بن اعین نزد حضرت آمد و درباره مسائلی از حضرت پرسید چون خواست از نزد حضرت برخیزد به امام باقر علیه السلام گفت: خداوند تو را برای ما باقی بدارد و ما را از شما بهره‌مند سازد برایتان بگویم ما نزد شما می‌آییم و از نزد شما بیرون نمی‌رویم مگر آنکه دلهایمان نرم شده و از دنیا کنده شده‌ایم و آنچه اموال در دست مردم است برای ما بی‌مقدار می‌شود آنگاه از نزد شما بیرون می‌رویم چون با مردم و تاجران همراه می‌شویم محبت به دنیا پیدا می‌کنیم سلام بن مستنیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: آگاه باش که اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفتند: ای رسول خدا ما از نفاق برخودمان بیم داریم امام علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چرا از نفاق بیم دارید اصحاب گفتند: هنگامی که ما نزد شما هستیم و شما ما را یادآوری می‌کنید و ترغیب می‌نمایید می‌ترسیم و دنیا را فراموش می‌کنیم و زاهد می‌گردیم تا آنجا که گویا آخرت، بهشت و آتش را در حالی که نزد شما هستیم می‌بینیم ولی چون از نزد شما بیرون می‌رویم و وارد این خانه‌ها می‌شویم و بوی اولاد را استشمام می‌کنیم و عیال و اهل را می‌بینیم نزدیک است که از حالتی که نزد شما بر آن بودیم متحوّل شویم و حتّی گویا اصلاً حالتی چنان نداشته‌ایم آیا شما بر ما این بیم را دارید که این نفاق باشد؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنان فرمود: هرگز چنین نیست این گام‌های شیطان است او شما را به دنیا ترغیب می‌کند به خدا سوگند اگر بر آن حالتی که وصف آن را داشتید مداومت می‌کردید قطعاً با فرشتگان مصافحه می‌نمودید و بر روی آب راه می‌رفتید. و اگر این نبود که شما گناه می‌کنید و از خدا استغفار می‌نمایید قطعاً خداوند خلقی را می‌آفرید که گناه کند و سپس از خداوند استغفار نماید و خداوند آنان را بیامرزد.

مومن در فتنه گناه می‌افتد آزمایش می‌شود و توبه می‌کند آیا شنیده‌ای گفته خداوند را که خداوند بسیار توبه کنندگان را دوست دارد و نیز دوست می‌دارد کسانی که می‌خواهند پاک باشند و حضرت فرمود: از پروردگارتان استغفار کنید و آنگاه به سوی او باز گردید.

بررسی سند:

همان‌گونه که مشاهده می‌شود این روایت با سه سند از حسن بن محبوب از محمد بن نعمان از سلام بن مستنیر و او از امام باقر علیه السلام روایت شده است سند اول علی بن ابراهیم از پدرش ابراهیم بن هاشم، سند دوم عدة من اصحابنا از سهل بن زیاد و سند سوم محمد بن یحیی العطار الاشعری از احمد بن محمد تا اینجا سند هیچ مشکلی ندارد و حضور سهل بن زیاد هم هیچ آسیبی به سند نمی‌رساند چرا که اولاً از سوی عالمان بزرگی چون وحید بهبهانی و سید بحرالعلوم و شاگردانشان و نیز در معاصران از سوی آیت الله العظمی شبیری زنجانی توثیق شده‌اند و دلائل وثاقت این راوی در جای خود بیان شده است به مقالات «دفاع از حدیث» در مجلّه علوم حدیث مراجعه شود و ثانیاً با توجّه به حضور سه سند اگر یک سند هم مشکل داشته باشد دو سند دیگر جایگزین آن است و کار تمام می‌شود.

و اما حسن بن محبوب از اجّلای شیعه و صاحب اصول بسیار و از اصحاب اجماع است که بنابر نظر مشهور و مقبول به راویان پس از وی توجهی نمی‌شود و هر چه که تا وی تمام باشد و از او ثابت شود مورد پذیرش است. و اصول و کتب وی در درجه بالای اعتبار است او از محمد بن النعمان الأحول که معروف و شناخته شده است و او را توثیق نموده‌اند نقل می‌کند و وی از سلام بن المستنیر که البته توثیقی در باره وی نیامده. ولی با توجّه به اینکه نامش در رجال آمده و قدحی درباره وی نیست و در اصطلاح وی مهمل نامیده می‌شود و بنابر طریقه قدماء روایت مهمل پذیرفته است و حضور او در سند آسیبی نمی‌رساند همانگونه که مرحوم شوشتری در مقدمه قاموس الرجال آورده پذیرفته است. به علاوه که وی در اسناد روایات تفسیر علی بن ابراهیم قمی آمده است و این حضور از نگاه برخی وثاقت آفرین است.

در نتیجه سند روایت از اعتبار ویژه‌ای برخوردار است. بگذریم که ما اعتبار روایت را تنها در اعتبار سند خلاصه نمی‌کنیم و از جهات متعدّد دیگری اعتبار روایت را می‌توان اثبات کرد که این روایت نیز از آن جهات بی بهره نیست. تفصیل این مباحث را می‌توانید در مقالات «دفاع از حدیث» مطالعه کنید.

به این روایات نیز توجه کنید:

- «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ إِنَّ الرَّجُلَ‏ لَيُذْنِبُ‏ الذَّنْبَ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ قُلْتُ يُدْخِلُهُ اللَّهُ بِالذَّنْبِ الْجَنَّةَ قَالَ نَعَمْ إِنَّهُ لَيُذْنِبُ فَلَا يَزَالُ مِنْهُ خَائِفاً مَاقِتاً لِنَفْسِهِ فَيَرْحَمُهُ اللَّهُ فَيُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ».

راوی گوید: ازامام صادق علیه السلام شنیدم می‌فرمود: فردی گناه می‌کند و خداوند به خاطر آن گناه او را به بهشت می‌برد. پرسیدم خداوند به خاطر گناه او را بهشتی می‌سازد؟

حضرت فرمود: آری او گناه می‌کند و پیوسته از آن گناه بیمناک است و بر خویش غضبناک است پس خداوند به او رحم می‌کند و او را وارد بهشت می‌کند.

بررسی سند:

سند این روایت نیز معتبر است چرا که علی بن ابراهیم قمی و پدرش ابراهیم بن هاشم از شخصیّت‌های بزرگ شیعه‌اند. عمرو بن عثمان هم عمرو بن عثمان ثقفی خزّاز است که از سوی نجاشی توثیق شده است نجاشی پس از توثیق درباره وی می‌گوید: «کان عمرو بن عثمان، نقّی الحدیث صحیح الحکایات له کتب منها کتاب الجامع فی الحلال و الحرام کتاب حسن ...» فقط می‌ماند آخرین راوی که با تعبیر بعض اصحابه آمده و با توجه به موقعیت عمرو بن عثمان می‌توان بعض اصحابه را نیز مورد تأیید قرار داد. بگذریم که بر پایه مبنای اکثریت عالمان و فقیهان شیعه اعتبار روایت تنها به سند آن نیست و قرائن بیرونی و درونی بر اعتبار گواهی می‌دهد.

ـ «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً»[6] قَالَ يَتُوبُ الْعَبْدُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ. قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَيْلِ‏ سَأَلْتُ عَنْهَا أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام فَقَالَ يَتُوبُ‏ مِنَ‏ الذَّنْبِ‏ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى الْمُفَتَّنُونَ التَّوَّابُون»[7].‏

ابوالصیاح کنانی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره گفته خداوند عزّوجل که: ای مومنان به سوی خدا توبه نصوح کنید پرسیدم حضرت فرمود: توبه نصوح این است که بنده از گناه توبه کند مجدّداً به گناه باز نگردد. محمّد بن فضیل گوید: از امام ابوالحسن علیه السلام درباره توبه نصوح پرسیدم حضرت فرمود: توبه نصوح آن است که از گناه توبه می‌کند و مجدّداً به گناه باز نمی‌گردد. و محبوب‌ترین بندگان نزد خداوند متعال کسانی هستند که به فتنه گناه می‌افتند و توبه می‌کنند.

ـ «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُ‏ الْعَبْدَ الْمُفَتَّنَ‏ التَّوَّابَ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ مِنْهُ‏ كَانَ أَفْضَلَ»[8].

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند بنده‌ای را که در فتنه گناه افتاده و بسیار توبه کرده، دوست می‌دارد و هر بنده‌ای که گناه از او صادر نشود برتر است.

ـ «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ بَهْرَامَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ مَنْ‏ جَاءَنَا يَلْتَمِسُ‏ الْفِقْهَ وَ الْقُرْآنَ وَ تَفْسِيرَهُ فَدَعُوهُ وَ مَنْ جَاءَنَا يُبْدِي عَوْرَةً قَدْ سَتَرَهَا اللَّهُ فَنَحُّوهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اللَّهِ إِنَّنِي لَمُقِيمٌ عَلَى ذَنْبٍ مُنْذُ دَهْرٍ أُرِيدُ أَنْ أَتَحَوَّلَ عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ فَمَا أَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ إِنْ كُنْتَ صَادِقاً فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّكَ وَ مَا يَمْنَعُهُ أَنْ يَنْقُلَكَ مِنْهُ إِلَى غَيْرِهِ إِلَّا لِكَيْ تَخَافَهُ»[9].

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس نزد ما آید و فقه و قرآن و تفسیر طلب کند او را آزاد بگذارید و هر کس نزد ما آید و نقصی را که خداوند آن را پوشانده آشکار سازد او را دور سازید.

مردی به امام گفت: فدایت گردم به خدا سوگند من روزگاری است که بر گناهی مداومت دارم می‌خواهم که از آن گناه دست کشم و به کار دیگری روی آورم ولی توان آن را ندارم.

حضرت به او فرمود: اگر راست بگویی خداوند تو را دوست می‌دارد و چیزی مانع خدا نیست که تو را از گناه منتقل سازد مگر برای اینکه تو خوف خدا داشته باشی (و غرور و عجب تو را نگیرد).

بررسی سند:

اعتبار روایت تمام است و سند قابل توثیق است و وجود ابن ابی عمیر در سند کار گشاست.

ـ «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:

كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام يَشْكُو إِلَيْهِ لَمَماً يَخْطُرُ عَلَى‏ بَالِهِ‏ فَأَجَابَهُ فِي بَعْضِ كَلَامِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ شَاءَ ثَبَّتَكَ فَلَا يَجْعَلُ لِإِبْلِيسَ عَلَيْكَ طَرِيقاً قَدْ شَكَا قَوْمٌ إِلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله لَمَماً يَعْرِضُ لَهُمْ لَأَنْ تَهْوِيَ بِهِمُ الرِّيحُ‏ أَوْ يُقَطَّعُوا أَحَبُّ إِلَيْهِمْ مِنْ أَنْ يَتَكَلَّمُوا بِهِ.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَ تَجِدُونَ ذَلِكَ قَالُوا نَعَمْ فَقَالَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّ ذَلِكَ لَصَرِيحُ الْإِيمَانِ فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ فَقُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه»[10].

علی بن مهزیار گوید: مردی به امام باقر علیه السلام نامه نوشت و از گناهان صغیره که به فکر او خطور می‌کند شکوه کرد در پاره‌ای از سخن خویش به او فرمود: خداوند عزوجل اگر بخواهد تو را ثابت می‌سازد و برای ابلیس راهی برای سلطه بر تو قرار نمی‌دهد.

مردمی که به پیامبر صلی الله علیه و آله از گناهان صغیره که برایشان پیش می‌آمد شکوه کردند که اگر باد آنان را ساقط کند و یا تکه تکه شوند بیشتر از این دوست دارند که به این گناهان لب بگشایند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آیا واقعاً این‌گونه‌اید؟ گفتند: آری

حضرت فرمود: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست این عین ایمان است اگر گناه برایتان پیش آمد بگویید: به خدا و رسول او ایمان داریم و حول و قوّه‌ای جز به خدا نیست.

 بررسی سند:

اعتبار سند تمام است.

یک نکته:

به گفته علّامه طباطبایی در تفسیر المیزان[11]، سه معنا برای لمم گفته شده است:

1. گناه صغیره.

2. نزدیک شدن به گناه.

3. گناهان اتفاقی و گه گاهی.

ایشان می‌نویسد: معنای سوم از روایات اهل بیت علیهم السلام به دست می‌آید.

و اینک روایت دوم:

ـ «رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: لَوْ لَمْ تُذْنِبُوا لَخَشِيتُ‏ عَلَيْكُمْ‏ مَا هُوَ أَكْبَرُ مِنْ ذَلِكَ الْعُجْبَ»[12].

از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمود: اگر گناه نکنید من بر شما از چیزی که بزرگتر از گناه است می‌ترسم و بیم دارم یعنی از عجب.

باز به روایات دیگر بنگرید:

ـ «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ مِنْ وُلْدِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ سَيَّارٍ يَرْفَعُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَلِمَ أَنَّ الذَّنْبَ‏ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ‏ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا ابْتُلِيَ مُؤْمِنٌ بِذَنْبٍ أَبَداً»[13].

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند می‌داند که گناه برای مؤمن از عجب و خودبینی بهتر است و اگر چنین نبود هرگز مؤمنی مبتلی نمی‌شد.

این روایت در بحار الانوار[14]، آمده و مرحوم مجلسی در ذیل آن «بیان» دارد و گفتار شیخ بهایی درباره روایت را در همین بیان آورده است. به آنجا مراجعه کنید.

ـ «الأمالي للشيخ الطوسي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْحُسَيْنِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَوْ لَا أَنَّ الذَّنْبَ‏ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ‏ مِنَ الْعُجْبِ مَا خَلَّى اللَّهُ بَيْنَ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ وَ بَيْنَ ذَنْبٍ أَبَداً»[15].

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر چنین نبود که گناه برای مؤمن بهتر از عجب است خداوند هرگز آزاد نمی‌گذاشت که بنده مؤمن گناه کند.

ـ «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ‏ الذَّنْبَ‏ فَيَنْدَمُ‏ عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ فَلَأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ»[16].

امام صادق علیه السلام فرمود: بنده گناه می‌کند پس از آن برای انجام این گناه پشیمان می‌شود سپس عملی (نیک) انجام می‌دهد و انجام این عمل او را شاد می‌سازد و در نتیجه از آن حالتی که قبلاً داشت عقب می‌ماند و سست می‌شود در حالی که اگر بر همان حالت می‌ماند برای او بهتر از حالتی بود که به آن در آمده است.

بررسی سند:

سند این روایت حرف ندارد و از اعتبار ویژه‌ای برخوردار است و اعتبار کاملاً روشن است.

این روایت در کتاب‌های دیگر نیز آمده که مشاهده می‌کنید:

ـ «كتاب حسين بن سعيد و النوادر ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ‏ الذَّنْبَ‏ فَيَنْدَمُ‏ عَلَيْهِ ثُمَّ يَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ وَ لَأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ»[17].

توضیح:

مرحوم مجلسی این روایت را به همراه چند روایت از کتاب حسین بن سعید اهوازی که صاحب اصل و کتاب است نقل می‌کند و حتماً کتاب حسین بن سعید برای مجلسی ثابت شده بوده است در نتیجه چون از کتاب نقل می‌کند دیگر تا کتاب سند نمی‌خواهد مگر تیمّناً و تبرّکاً آن گونه که ما از کتاب شیخ صدوق مثلاٌ اگر روایتی نقل کنیم و حسین بن سعید اهوازی هم از ابن عمیر و او از عبدالرحمن بن حجاج روایت می‌کند و همه از شخصیّت‌های اوجمند شیعه هستند.

ـ «المحاسن فِي رِوَايَةِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الرَّجُلُ‏ يَعْمَلُ‏ الْعَمَلَ‏ وَ هُوَ خَائِفٌ مُشْفِقٌ ثُمَّ يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْبِرِّ فَيَدْخُلُهُ شِبْهُ الْعُجْبِ لِمَا عَمِلَ قَالَ علیه السلام فَهُوَ فِي حَالِهِ الْأُولَى أَحْسَنُ حَالًا مِنْهُ فِي هَذِهِ الْحَالِ»‏[18].

راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مرد کار می‌کند در حالی که ترسان و بیمناک است پس از آن کار خیری می‌کند و به خاطر انجام کار خیر شبه عجبی به او راه می‌یابد.

امام علیه السلام فرمود: این فرد در همان حال اولش، حالت بهتری دارد تا زمانی که در این حال دوم است.