شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶


زندگی نامه آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی

آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی فرزند ارشد شیخ محمد حسین رضوی در 26 دی‌ماه سال 1326 شمسی در خانواده‌ای فرهنگی، مذهبی و روحانی چشم به جهان گشود.

پدر بزرگش مرحوم آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی و جد بزرگوارش مرحوم آیت الله شیخ رضا قلی رضوی (اورموی) از فقهای برجسته زمان خود بودند. آیت الله شیخ رضا قلی علاوه بر فقه، در کیهان شناسی، تقویم نویسی، طب، ریاضیات و هنر معماری نیز تبحر داشت. او در پی درگیری و مقابله باحاکم و سردار ارومیه، ناگزیر منطقه سولدوز را برای اقامت برگزیده بود. 

جد بزرگترش حاج شیخ محمد علی کاظمینی از شهر کاظمین به ارومیه مهاجرت کرده بود و از علمای بزرگ آن دیار به شمار می‌رفت. در ایام جوانى معلم شاهزاده ملک قاسم میرزا و فرزندان او بوده است.

پدر بزرگ استاد مرتضی رضوی، آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی در گوشة دنجی از باغ بزرگ مشرف به خانه‌اش ساختمانی به نام «باغ اطاقی » رو به باغات و مناظر جالب در سولدوز بنا کرده بود. بالکن طبقه دوم « باغ سرای» وی میعادگاه علما، روحانیون و سادات از اقصی نقاط آذربایجان و مدرسة تربیت طلاب بود. فشرده‌ای از آثار و زندگی پدرو اجداد ایشان و انگیزه انتقال شیخ محمد علی کاظمینی خوئی از عراق به آذربایجان در سایت بینش نو در لینک «دربارة ما» بیان گردیده‌ است.

استاد مرتضی رضوی در اواخر سال 1340 پس ازتحصیل دوره ابتدایی و علوم مقدماتی به شهر مقدس قم عزیمت نمودند و در محضر اساتید بزرگ به تحصیل علوم و معارف اسلامی پرداختند: دروس فلسفه و منطق را نزد بزرگانی چون انصاری شیرازی، شهید دکتر مفتح و استاد شهید مرتضی مطهری گذراندند. فقه و مکاسب رادر محضر آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله جعفر سبحانی و درس «خارج» را مدتی نزد آیت الله داماد، و آنگاه از کلاس درس خارج مرحوم آیت الله گلپایگانی، آیت الله شر یعتمداری و آیت الله ملکوتی بهره‌مند شدند.

استاد که در یک خانواده و خاندان بزرگ فرهنگی رشد یافته‌اند، از همان اوان کودکی با محافل نقد و بحث علمی، مذهبی مأنوس و آشنا بوده‌اند، همچنانکه خود بیان می‌دارند در کلام و اعتقادات و اسلام شناسی شاگرد پدر بزرگوارشان شیخ محمد حسین رضوی، و مرهون راهنماییهای مستمر ایشان بوده‌اند. استاد مرتضی رضوی پس از بازگشت از قم تا پیروزی انقلاب اسلامی ضمن فعالیتهای سیاسی، به تبلیغ معارف اسلامی و تدریس و تفسیر قرآن و نهج البلاغه در آذربایجان می‌پردازند و با قلم صریح و رسای خود به نشر و گسترش مبانی علمی، اعتقادی دین اسلام در میان جوانان و اقشار تحصیل کرده مبادرت می‌ورزند. در سن 19 سالگی کتاب «خلقت آدم و بحثی در تکامل» را با مقدمه شهید دکتر مفتح تحریر و به چاپ می‌رسانند. استاد مرتضی رضوی در اوایل سنین جوانی با امام خمینی (ره) و اهداف عدالت‌گستر ایشان آشنا شده و در ماجرای فیضیه و سخنرانی پرشور و تاریخی حضرت امام در سال 1342 حضور داشتند و تا سال 1356و خیزش نهضت اسلامی 18 بار توسط رژیم ستمشاهی دستگیر و در زندان انفرادی توأم با شکنجه حبس گردیدند. ایشان در اسفند ماه سال 1356 مجدداً دستگیر و به عنوان اولین تبعیدی آذربایجان به شهر لار تبعید شدند.

استاد مرتضی رضوی پس از چند سال تبلیغ و تدریس و تفسیر قرآن در آذربایجان و انجام فعالیتهای گسترده و مؤثر در تبریز در سال 1363 از سوی مردم فهیم تبریز در دوره دوم مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مجلس برگزیده شدند. استاد مرتضی رضوی در سال 1366 در دوره سوم نمایندگی مجلس شواری اسلامی از تهران کاندیدا شدند. حضور چشم‌گیر ایشان در مرحلة دوم انتخابات مجلس سوم تهران، باعث چالش و رخدادی بزرگ در عرصه فعالیتهای سیاسی گردید. سرانجام استاد مرتضی رضوی بنابر فرمایش تاریخی، مصلحانه حضرت امام (ره) به وزیر کشور وقت ، مبنی براینکه «سلام من را به آقای رضوی برسانید و از قول من به ایشان بگویید: این حق شماست که همچنان در مرحلة دوم کاندیدا باشید، ولی برای رفع تشنج و حفظ آرامش از حق خود صرف نظر کنید»، فی‌المجلس ضمن یادداشتی به وزیر کشور وقت از نمایندگی تهران انصراف داد.

خرم آن روز كزين مجلس حيران بروم

                        راحت جان طلبم وز پي جانان بروم

ملك تهران نبود منزل و مأواي دلم

                        بگذارم ري و تا مدرسه خان بروم

دلم از زخم زد حزب «يت» و «يون» بگرفت

                        رخت بربندم و تا ملك كمندان بروم

گرچه دانم كه به جايي نبرد راه غريب

                        من به بوي حرم دخت امامان بروم

در ره قم چو قلم گربه سرم بايد رفت

                        با سر زخم كش اما دل شادان بروم

نذر كردم گر از اين غم برهايم روزي

                        بهر يك فاتحه تا تربت شيخان بروم

به هوا داري فيضيه و درّ گهرش

                        تا حريم ارم و ارك و گذرخان بروم

راست و چپ را خبر از حال دل وسطي نيست

                        وسطي‌ها مددي تا خوش و آسان بروم

«شايقا» حافظت ار رخصت تحريف نداد

                        غم مخور اين گنهت روي گناهان بروم

«اليمين و الشمال مضله و الطريق الوسطي هي الجادة»

استاد مدتی مدیر حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم علیه السلام در شهر ری بودند، و آنگاه به شهر مقدس قم مهاجرت نمودند.

استاد رضوی در شناخت، تحلیل و نقد فلسفه‌های غربی متبحر و در شناخت ادیان شرقی (هند و چین ) تحقیقات گسترده انجام داده‌اند.

وی همیشه متأسف است که نفوذ توهمات یونانی و جوکیات هندی ما را از شناخت مکتب امام صادق ـ علیه السّلام ـ محروم کرده، به ویژه انسان شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی فردی و اجتماعی این مکتب، متروک مانده است. اصول و فروع این مکتب در علوم مذکور صرفاً به اخلاقیات و مواعظ تفسیر شده است.

او معتقد است اگر علوم انسانی قرآن و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را برای مردم تبیین کنیم جهانیان بدون درنگ شیفته آن خواهند شد.

استاد مرتضی رضوی اکنون در جوار بارگاه مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها به تألیف آثار علمی و فلسفی از منابع پرفیض قرآن و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و تربیت طلاب شیفته مکتب تشیع مشغول می‌باشند.

 آثار و تألیفات ارزشمند آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی به 40 جلد کتاب و به بیش از صد مقاله درمطبوعات کثیرالانتشار می‌رسد که در زیر به اهم آنها اشاره می‌شود:

تبيين جهان و انسان

گذري بر جامعه شناسي شناخت

نقد مباني حكمت متعاليه

انسان و چيستي زيبايي

محي الدين در آئينه فصوص. جلد اول

محي الدين در آئينه فصوص. جلد دوم

دانش ایمنی در اسلام

حلقات 1 در احکام ماءالبئر

حلقات 2 ویژه گیهای کتاب الخمس

حلقات 3 جامعه شناسی نکاح متعه

 حلقات 4 سیر تحول وضو در میان امت

حلقات ۵ جامعه شناسی کاربرد تکواژه الرحمن در انهدام توتمیسم عرب

جامع الشتات جلد اول

 جامع الشتات جلد دوم

 جامع الشتات جلد سوم

 جامع الشتات جلد چهارم

جامع الشتات جلد پنجم

جامع الشتات جلد ششم

جامع الشتات جلد هفتم

جامع الشتات جلد هشتم

جامع الشتات جلد نهم

جامع الشتات جلد دهم

مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی

جامعه شناسی کعبه

دو دست خدا

جامعه شناسی انقلاب مخملی در ایران

قرآن و نظام رشته ای جهان

آفریدگار و آفرینش

نقدهای علامه طباطبائی بر علامه مجلسی

کابالا و پایان تاریخش

با دانشجویان فیزیک و کیهان شناسی

تشیع و فراگیری جهانیش

انسان و علوم انسانی در صحیفه سجادیه