يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => کابالا



در میان اهالی علم و دانش، دو گروه برای خود مسکین و برای دیگران خطرناک اند:

1- آنان که چیزی را ردّ می کنند در حالی که در آن تخصّص ندارند.

2- آنان که بر باور خود اصرار می ورزند بدون این که نظر مخالف را دیده و فهمیده باشند.


 

فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ[1]

سجده كردند مگر ابليس كه از جن ها بود.

 

 

أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً[2]

هميشه بودند مرداني از بشرها به مردانی از جن پناه مي بردند، پس جن ها بر ستمگري آنان مي افزودند.


 

 

مقدمه

دربارة كابالا مطالب و مقالات بسياري نوشته اند، برخي از آن ها در حد تحقيق علمي و برخي ديگر در سطح گزارشات و نوشته هاي ژورناليستي است كه همگي مفيد و از نيازمندي هاي امروز هستند كه چند ماهي نيز من را به خود مشغول كردند. با بررسي موضوع، احساس كردم يك خلائي در كارشان هست؛ تا جائي كه من بررسي كردم (و به گمانم بررسي كاملي است) مشخص است كه بخشي از موضوع ناگفته مانده و كسي از آن بحث نكرده است، بخشي كه بسيار ضروري و از پايه هاي اصلي ترين پايه كاباليسم است و آن عبارت است از:

كابالا به هر صورت پاي در معنويت دارد و سروكارش با دين و اديان است و خود يك دين است در مقابل اديان. و چون تاريخ اديان در ماهيتِ «تاريخ تحليلي» از علوم مرسوم و آكاداميك نيست و در این باره هر چه هست «تاريخ توصيفي» است لذا نوشته ها و مقالات دربارة كابالا (با اين كه از آن ها استفادة وافر برده ام و از همة شان تشكر مي كنم) از اين بخش مهم و اساسی ای که بايد در نظر مي گرفتند، باز مانده اند.

اين بخش را بايد كسي بررسي و تدوين مي كرد كه دربارة اديان بويژه در «تاريخ تحليلي» اديان متخصص باشد؛ متاسفانه اين قبيل اشخاص تا كنون در اين باره سكوت كرده اند. صريح و بي تعارف بگويم: اين كار تنها از متخصصين دين شناسي شيعه بر مي آيد. زيرا دين شناسان مسيحي، يهودي، هندو، بودائي و... خود دچار كاباليسم هستند هر كدام به نسبتي. هوشمندان و محققان شيعه نيز در اين موضوع دو گروه هستند:

1- گروهي كه در اين (باصطلاح) قرن21 هنوز بر طبل قرن های گذشته پيش مي كوبند؛ اينان معمولاً افراد با توان و مستعد هستند ليكن با كمال تاسف به طور ندانسته در خدمت كاباليسم هستند و تاسف انگيزتر اين كه در مسير كاباليسم نيز در عمق مغاك ارتجاع مانده و حتي از جريان تكامل كاباليسم نيز باز مانده اند.

2- گروهي كه در مسير درست دين و مكتب قرآن و اهل بيت(ع) قرار دارند اما معمولاً دربارة مسائل و پديده هاي روز، سكوت مي كنند و پس از گذشت زمان، برگشته و به آن مي نگرند و زبان باز مي كنند در حالي كه خيلي دير شده است و اين تقريباً رويّه هميشگي اينان در تاريخ است.

اينان به هر پديدة اجتماعي، علمي و فرهنگي، هميشه با ديد احتياط مي نگرند تا مسئله به طور همه جانبه بر همگان حتي براي عوام روشن نشود، دربارة آن از هر نوع ابراز نظر خودداري مي كنند كه مبادا چيزي بنويسند يا بگويند، فردا نقص سخن شان آشكار شود، يا به آخرت شان و يا به دنياي شان ضرر برساند.

اما آخرت: اگر نيت مان سالم باشد، هيچ مباحثه اي و هيچ كار علمي اي به آخرت مان ضرر نمي زند حتي اگر اشتباه نيز كرده باشيم و اساساً قرار نيست كه اشتباه نكنيم و اين همه اختلافات فتوائي در فقه كه «دين عملي» مان است گواه عيني اين حقيقت و واقعيت است. درست است در مسائل خارج از فقه خطر سقوط به «بدعت»، بيش از عرصة فقه است و بايد از اين جهت به شدت احتياط كرد. اما نبايد اين احتياط طوري باشد كه خود زمينه ساز بدعت هاي ديگر باشد و پس از آن كه بدعت جان گرفت و به اصلي از اعتقاد جامعه تبديل شد تازه براي مقابله با آن اقدام كنيم؛ همان سرگذشتي كه دربارة «داروينيسم» گذشت. و امروز با برافتادن پرده از راز كاباليسم معلوم شده كه فقط برنامه اي از ناحيه ابليس بوده نه يك فرضيّه علمي.


 البته روي سخن در اين ميان با فرهيختگان دين شناس است و الا ديگران اگر داروينيسم را نيز نپذيرفته باشند به فيكسيسم تورات معتقد هستند كه آن نيز برنامة پيشين ابليس براي دوران پيشين تاريخ، بود.

اينك بر اساس ضرورت فوق، خواستم اين خلاء در موضوع كابالا را (به قدر توان) پر كرده باشم، همان طور كه امروز هر بحث و هر نوشته دربارة كابالا در اوايل كار است بحث من نيز اولين كار است و بايد با اهتمام ديگران راه تكامل خود را بپيمايد.

كسي نمي داند شايد اين هياهو به محور كابالا يك شور و هيجان موقت و پديده اي زود گذر باشد و زماني احتياط كاران از اين كه كاري در اين باره نكرده اند خرسند شوند. اما به گمانم به هر صورت و هر گز نبايد به عدم انجام كاري خرسند شد كه براي برهه اي و حتي براي مدت كوتاهي انجام آن ضرورت داشته باشد. وانگهي خاموشي اين هيجان و فروكش كردن آن، به يكي از دو صورت خواهد بود: يا به نفع حقيقت و يا به ضرر آن. و كسي نمي داند كدامين صورت خواهد بود. پس اين جا، جاي ضروري ترين احتياط است كه دستكم به عنوان احتياط بايد زمان را از دست نداد.

نگرش احتياط آميز ديگر: كابالا آئين، جريان و راه و رسم ابليس است، برخي ها به حق با ديدة احتياط به آن مي نگرند كه: نكند همين هياهو به محور كابالا نيز آخرين برنامه از برنامه هاي خود ابليس باشد؟ و مطابق مثال بالا همان طور كه زماني با نفوذ بر اديان، امت ها را دربارة خلقت آدم به فيكسيسم دچار كرد و پس از زماني دچار ترانسفورميسم كرد و امروز مي بينيم هر دو نادرست است، اين بار نيز برنامۀ نادرست ديگری به راه انداخته كه ظاهراً بر عليه خودش و باطناً براي اغواي بشر باشد-؟

يا زماني دانشمندان را ملعبة دست خود کرده و آنان را وادار نمود كه وجود هر موجود غيبي را انكار كنند حتي وجود خودش را، به حدي كه اگر كسي به وجود ابليس يا جن معتقد مي شد به خرافه گرائي متهم مي گشت، اين بار نيز همة آنان را به وجود ابليس، جن و... معتقد كرده است. امان از دست ابليس رجيم که دانشمندان فخور را اين گونه بازيچه كرده و هر چه بر سر بشر آورده به وسيله اين گروه از خود راضي، آورده است.

مي گويند: چون آخر الزمان است، ابليس مي خواهد با فراز كردن كابالا، از طرفي «منجي سازي» كند و از طرف ديگر «دجال سازي» كند و باز بر سر بشريت كلاه بگذارد.

براستي اين نگرش احتياط آميز، عاقلانه و خرد ورزانه است. پس وظيفه چيست؟ آيا مكلّف به سكوت هستيم يا به كار؟-؟ بسته به توان مان و مراعات شروطي است. اگر اين توان را نداريم و نيز توان رعايت شرايط را نداريم، سكوت بهتر است.

براي شرح این بخش (كه مبتني بر «تاريخ تحليلي» اديان است در مسئلۀ كابالا) بايد چهار چوب و شرايطي رعايت شود:

1- تاريخ اديان، از رسوباتي كه تاريخ كاباليسم- همين تاريخ كه ماهيتاً كاباليسم است- ایجاد کرده، بيرون كشيده شود و حتي الامكان تاريخ اديان، تاريخ نبوت ها و تاريخ پيامبران، صورت واضحي پيدا كند.

2- چون اين كار يك كار ديني و همان طور كه گفته شد از موضع بينش مكتب قرآن و اهل بيت(ع) است، بايد از مسلّمات مكتب شيعه خارج نشود و به اصول ضعيف يا قابل تشكيك تكيه نشود.

3- و چون چنين كاري به وضوح بيشتری در اثبات مباحث و مسائل نیاز دارد، بايد به آن مسلّمات شيعي تكيه شود كه مورد تأييد برادران سنّي نيز باشد. يعني كسي نتواند در آن ها ايجاد ريب و ترديد كند.

4- و به همين دليل بايد بيشتر به نص قرآن و دستكم به موارد اجماعي از تفسير، تمسك شود.

5- در جنبة تاريخي مسئله نيز بايد به اصول مسلّم تاريخي، يا اثبات شده با دليل روشن، تكيه شود.

6- روند كار بايد طوري باشد كه اگر چيزي به نام كابالا از آن حذف شود، باز يك كار علمي و ديني درست، باشد و رابطه يا عدم رابطة آن با كابالا، فرقي در علميت و صحت آن نداشته باشد.

و همين شرط و نكتة اخير است كه آن احتياط لازم را فراهم مي كند، گرچه دست نويسنده را تا حدودي بسته و محدود مي كند.

ويژگي هاي اين دفتر:

1- در اين دفتر، بخش مذكور بر سه اساس: قرآن، حديث و تاريخ بررسي شده است. ابتدا با برآوردي كه كرده بودم تصميم داشتم آن را حد اكثر در دويست و پنجاه صفحه تمام كنم ليكن پس از ورود به مباحث، دريافتم كه دستكم نيازمند يكهزار صفحه مي باشد با كوشش بسيار و با صرفنظر از خيلي از مطالب توانستم آن را در 605 صفحه به پايان ببرم و تكميل كار را به ديگران واگذارم.

2- اكثر محتواي اين دفتر در جلساتي بحث شده سپس با افزوده هائي به روي كاغذ آمده است.

3- خواننده بايد لطف كند و زبان اين دفتر را و ادبيات آن را «محاوراتي» بپذيرد. زيرا اولاً همان طور كه گفته شد اكثر محتواي آن مباحثه هائي است كه در جلساتي انجام يافته است و ثانياً: هيچكدام از نوشته هاي من غير از يكي (به دلايلي که معلوم است) ويرايش نشده اند.

4- مراد از «پايان تاريخ» كه در موارد بسيار از اين دفتر آمده، آن نيست كه فوكوياما به كار برده و مي برد. به نظر او پايان تاريخ يعني تداوم مدرنيته بدون اين كه مرحله اي ديگر در تاريخ رخ دهد. اما در اصطلاح بنده، پايان تاريخ يعني تاريخي كه از آغاز تا به امروز بر بشر گذشته است ماهيتاً كاباليستي بوده و جريان حق در اندرون آن مانند رگه هائي اندك بوده است، اين تاريخ به پايان مي رسد و تاريخ ديگری که ماهيتاً انساني خواهد بود و ناحق در اندرون آن مانند رگه هائي اندك خواهد بود، آغاز مي شود. يعني اين دو تاريخ دقيقاً يكصد و هشتاد درجه با همديگر تفاوت ماهوي دارند.

مي توانيد به جاي دو تاريخ، دو جريان جامعه بشري را بگذاريد كه اولي در حال پايان يافتن و دومي در حال آغاز است. اين دو تاريخ (يعني اين كه از آغاز پيدايش انسان تا پايان عمر زمين، دو تاريخ بر انسان خواهد گذشت) از اصول شناخته شدۀ مكتب تشيع است و «مهدويت» يعني همين اصل بزرگ با ويژگي مخصوص به خود كه در این مكتب است.

در تفسير آيه «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِل»- 81، اسراء- حديث هاي متعددي آمده از آن جمله: امام باقر(ع) مي فرمايد «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ذَهَبَتْ دَوْلَةُ الْبَاطِل»: وقتي كه قائم(عج) قيام كند، دولت باطل از ميان مي رود.

در حديث ديگر آمده است: زماني كه امام زمان(عج) متولد شد در بازوي راست او نوشته شده بود: جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً.

هر دو حديث را مي توانيد در تفسير نورالثقلين، ذيل همين آيه مشاهده كنيد.

و در تفسير آيه هاي «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى- ‏وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى»[3] از امام صادق(ع) نقل شده كه مراد از آيه اول دولت ابليس است و مراد از آيه دوم زمان قيام قائم(عج) است. (بحار، ج24 ص398).

صدها حديث دربارة اين امام عظيم الشأن در متون سني و شيعي آمده، مقصود آوردن چند نمونه بود كه در آن ها لفظ «دولت» آمده است كه دوران زيست بشر در روي زمين را به دو تاريخ مشخص تقسيم مي كنند، دو تاريخي كه يكصد و هشتاد درجه با همديگر تفاوت ماهوي دارند.

5- به گمانم فرا رسيدن پايان تاريخ كاباليستي و آغاز تاريخ انساني به حدي براي جامعه شناسان ژرف انديش و نيز اشخاص اهل دانش و بينش روشن است كه نيازمند بحث نیست، لذا اين موضوع را همه جا به طور «ارسال مسلّم» آورده ام.

6- گاهي يك موضوع طوري مطرح شده كه خواننده توقع دارد چندين صفحه دربارة آن توضيح داده شود اما به ناگاه مي بيند كه بحث تمام شده و به موضوع ديگری پرداخته شده است. اين نقيصه اولاً به دليل همان كوشش براي اختصار است كه بيان شد. و ثانياً: به دليل افزوده هائي است كه بر مباحثات جلساتي، افزوده شده اند. به هر صورت از اين بابت پوزش مي طلبم.

7- اما يقين دارم (و اميد وارم یقینم درست باشد) که این دفتر جریان بحث دربارۀ کابالا را از آشفتگی و پراکندگی ژورنالیستی، رهانیده و آن را در بستر واقعی خود، سروسامان علمی داده است.

مرتضي رضوي

22/2/1432هـ، ق

8/11/1389هـ، ش



[1] آيه50 سوره كهف.

[2] آيه6 سوره جنّ.