يكشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => جامعه شناسی کعبه



کعبه در دهکده جهانی: در مقام بحث از «واقعیت منهای حقیقت» نه تمدن و نه سیر تمدن و نه آن چه بر تمدن گذشته است و نه تمدن امروزی، هیچ کدام را محکوم نمی کنیم؛ ظاهراً قرار بوده چنین باشد همیشه غریزۀ تجاوز طلب با فطرت عدالت خواه درگیر شود، امواج کعبه به ساحل برسد (و گاهی به ساحل نرسیده) محو شود اما همان امواج مانند تازیانه هائی برگُردۀ تاریخ و مدنیت وارد آمده انسان را از حد زیست غریزی مطلق به درآورد و به تاریخ حرکت دهد همان طور که تاریخ و مدنیت را به وسیله همین تازیانه ها در آغاز به وجود آورده است.

تنها یک سخن هست: آن چه تا به امروز بر تاریخ و مدنیت گذشته، فلسفه وجودی انسان و آفرینش او نیست و ماجرا در مدرنیته خاتمه نخواهد یافت و این سر شوریده روزی به سامان خواهد رسید. هر روز خدا، هزار سال است[1] و هنوز از پیدایش مدنیت حداکثر بیش از 8 روز نگذشته است. ولی ماموریت انسان تلاش برای رسیدن به آن تمدن و مدنیت انسانی مطلوب است که از مصداق «یفسد فیها ویسفک الدّماء» خارج شده و به مصداق «انّی اعلم مالا تعلمون» برسد و خواهد رسید.

بنابر این مراد از سرایش بالا که دربارۀ ابعاد منفی و جنون آمیز تمدن کنونی بود، بحثی است در عرصه «حقیقت»- نه واقعیت- و هدف از آن شش چیز است:

1- ماموریت کعبه پایان نیافته و طرحی نو خواهد انداخت و موج جدید که ثمرۀ آن یک تمدن لایق به شأن انسان و انسانیت است، در راه است. اضطرابات و تزلزلات در درون جامعۀ جهانی به خوبی آغاز این مرحله را نشان می دهد.

2- رئالیسم و واقعیتگرائی مطلق امروزی، یک اندیشه صرفاً غریزی و منشأ جنون و دیوانگی است. باید در اندیشه «حقیقت» بود. آفرینش انسان، فلسفه و حکمت عالی تری دارد.

3- تمدن فقط زائیده غریزه نیست، محصول درگیری غریزه و فطرت است و این «واقعیت» است که رئالیسم امروزی از درک آن عاجز است.

4- بر خلاف نظر فوکویاما، مدرنیته آخر دنیا و آخر کاروان سیر انسان نیست، مدرنیته ایستگاه جنون این کاروان است.

5- از آغاز این دفتر تا این جا (که مکرر گفته شد بحث کاملی نیست) این همه بحث درباره کعبه به خاطر یک نکته است: «در پشت موتور تاریخ» دست دیگری نیز هست که غیر از عوامل مادی و حتی غیر از عوامل طبیعی است؛ نبوت ها، حفاظت از شخصیت ابراهیم و صیانت کعبه از تحریفات غریزی، منشأ طبیعی ندارند، طبیعت انسان مانند طبیعت حیوان به سر خود رها نشده، اگر غریزۀ حیوانی انسان از ناحیه طبیعت یاری و کمک می شود، فطرت انسانی نیز به وسیله آن دست، از فوق طبیعت، یاری شده و اینک نوبت دیگری است.

6- آن دست فوق طبیعی، طبیعت را نیز در خدمت خود می گیرد: فرعونِ تمدن دیروز موسای نبوّتی را در دامن خود پرورانید و فرعونِ تمدن امروزی با تقلّاهای خود زمینه را برای موسای دیگری آماده می کند که فرزند ابراهیم و کعبه بیاید و دست بر آن سنگ سیاه بگذارد از نو نمایندگان کعبه را در سرتاسر جهان به «بیت الناس» و «خانه خدا» تبدیل کند و خانه خدای هستی و خدای تمدن، بگرداند. از آغاز این دفتر این همه بحث برای این بود که ایمان و باور به «جامعه واحد جهانی نبوّتیِ ولایتی» به آرمان اندیشی و خیال گرائی، و غیر واقعگرائی متهم نشود.



[1] و انّ یوماً عند ربّک کالف سنهٍ مّما تعدّون- سوره حج آیه 47.