چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => جامعه شناسی کعبه



شخصیت ابراهیم و کعبه از ناحیه خدا تضمین شده اند

از معجزات قرآن

شخصیت همه پیامبران در تاریخ، مورد تحریف قرار گرفته غیر از ابراهیم(ع). پیامبران شرق آسیا در نظر مردم به خدا تبدیل شدند همان طور عیسی(ع)، میان شخصیت زردشت و جاماسب به شدت مشتبه شده و شخصیت شان در هم آمیخته، تورات درباره حضرت لوط صریحاً می گوید که (نعوذ بالله) با دختران خود زنا کرد. درباره یعقوب می گوید که با خدا گلاویز شده و کُشتی گرفت. موسی از سخن خدا عصبانی شد و گفت تو فتنه گری. و... و بالاخره دربارۀ پیامبر اسلام(ص) عده ای از امت خود می گویند: به مردم مدینه دستور داد که نخل ها را تلقیح نکنند. محصول مدینه از بین رفت. سپس گفت من این قبیل مسائل را نمی دانم[1] از من فقط در احکام دین پی روی کنید. یعنی چیزی را به او نسبت دادند که یک فرد نادان عرب از آن منزه است. گفتند در ماجرای اسرای بدر خداوند نظر عمر را تایید کرد و نظر پیامبر را نکوهش کرد[2] و اتهامات دیگر، که گفت: ما اوذی نبیّ کما اوذیت: هیچ پیامبری به اندازه من مورد اذیت و آزار قرار نگرفت.[3]

هنوز هم مسیحیان و یهودیان جهان، اشرف الانبیاء را (نعوذ بالله) کاذب و نبوتش را افترا می دانند که به خدا بسته است. امّا شخصیت ابراهیم محفوظ و مصون مانده است.

قدرت فرسایندگی تاریخ حتی درباره خدا نیز تصورات عجیب و غریب ایجاد کرده گاهی در قالب تثلیث، گاهی با اقنوم های چند گانه، گاهی نیز او را «مصدر مخلوقات» قرار داده[4] و او را ناتوان از «ایجاد» تصور کردند. گاهی نیز در قالب موهوم عرفان، او را «مجموع همه اشیاء» دانستند. این بشر و تاریخش چه ها که نکرده اند. اما با این همه شخصیت ابراهیم از


تحریف مصون مانده است. خداوند کاری دربارۀ ابراهیم کرده که حتی درباره خودش نیز چنان نکرده است و این جاست که با یکی از معجزات بزرگ قرآن روبه رو می شویم.

قرآن که آورنده آن نه درس خوانده بود و نه تاریخ، امّی بود: یعنی چیزی از دیگران نیاموخته بود[5] دربارۀ ابراهیم می گوید: او دعا کرد و دعایش پذیرفته شد: «واجعل لی لسان صدق فی الآخرین»[6] خدایا آیندگان را دربارۀ شخصیت من طوری قرارده که با زبان صدق سخن بگویند، «و قرارده برای من زبان صدق در آیندگان».

درست است بیش تر جزئیات زندگی او در دست تاریخ نیست و درباره برخی از کارهای معمولی او اشتباه یا تحریف رخ داده لیکن هیچ تحریفی در شخصیت او رخ نداده است.

شخصیت کعبه: کعبه نیز در میان همۀ مکان های مقدس دنیا، تنها بیت ناس (و بیت الله) است که شخصیتش از تحریف در امان مانده است. کلیساها، کنیسه ها، معابد هندو و بودائی و هر معبدی که در تاریخ بوده از سه جهت تحریف شدند:

1- نقش مدنی و جامعه سازی و تمدن سازی خود را به تدریج به نهادهای بدلی به ظاهر همسنخ خود دادند و صرفاً یک مکانی برای عبادت و رابطه فردی با خدا شدند.

2- سادگی خود را از دست دادند به بلندترین و پر شکوه ترین ساختمان ها تبدیل شدند که خم و پیچ شان را باید با برگۀ کروکی پیمود.

3- به تدریج به جای این که مروج دانش ها و مدنیت شوند، مرکز خرافات شدند.

کعبه از هر سه انحراف در امان ماند. حتی مدیران امروزی آن که صریحاً می گویند کعبه فقط یک معبد و حضور در کنار آن تنها برای عبادت است و نباید امور غیر عبادتی در آن دخالت کند، باز حضور آن همه مردم بزرگ ترین نقش اجتماعی و سیاسی کعبه را در نظر جهانیان به نمایش می گذارد. زیرا که قرآن فرموده است «جعل الله الکعبة البيت الحرام قياماً للنّاس»[7] خداوند کعبه را که بیت محترم است وسیله قیام مردمی، قرار داده است.

کعبه حتی در دوره ای که بت ها را در داخل آن قرار داده بودند، باز سادگی و نقش قوامی خود را حفظ کرده بود، مردمان از دور دست ها به زیارت آن می آمدند و قوام اجتماعی آن برقرار بود. حتی عرب های بت پرست در سایه آن و سرزمین حرم آن، و ماه های حرام آن، امکان زیست اجتماعی و اقتصادی می یافتند و بازارهائی مثل بازار عکاظ در سایه کعبه عوامل حیاتی شان بود. خانه همه مردم جهان بود[8]، ساده و بدون پذیرائی مادی و بدون طمطراق و بدون هر نوع معماری اشرافی.

همان طور که برخی از کارها و فعل های ابراهیم تحریف شده[9] زمانی نیز از کعبه به عنوان مجمع الاصنام کار کشیدند، اما شخصیت آن هرگز به ماهیت دیگر تبدیل نگشت. پایدارترین خانه خدا، بیت ناس، است که هست. پایداری ای که در تاریخ نمونه دوم ندارد (این شما و این هم منابع تاریخی) در حالی که دیرین ترین مکان مقدس است به حدی که دست تاریخ به آغاز آن نمی رسد. و قرار است از نو با موعود همۀ انبیاء و فرزند ابراهیم، دست بیعت دهد و تمدن غریزی جهان را به تمدن فطری انسانی مبدل کند، تاریخ را با خود کشیده و تا به امروز آورده و آن را آبستن کرده که دهکده جهانی را با تمدن فطری انسانی، بزاید.

مصون و محفوظ ماندن شخصیت ابراهیم و شخصیت کعبه، خواست ویژه الهی است نه یک مسئله طبیعی. زیرا طبیعت تاریخ، فرسائیدن و تحریف کردن بوده و تا امروز هم هست. آن دست فرا طبیعی که این کار را کرده وعده داده است که جامعه واحد جهانی فطری انسانی را نیز خواهد آورد، اوضاع و شرایط اجتماعی جهان آغاز و شروع این وعده را نشان می دهند و هوشمندان علوم انسانی جهان، این حقیقت را در تکوّن واقعیت، کاملاً و به وضوح مشاهده می کنند.



[1] تفسیر آلوسی ج 13 ص 72 نقل از صحیح مسلم. – غزالی المستصفی ص 140 و 346. 

[2] تفسیر «البحرالمحیط» ابن حیان اندلسی، و چندین تفسیر دیگر ذیل آیه 67 سوره انفال.

[3] تفسیر «البحرالمحیط» ابن حیان اندلسی – ذهبی «تاریخ اسلام» ج 41 ص 333- الوافی بالوافیات ج  15 ص 285.

[4] باور اصلی ارسطوئیان.

[5] امّی دربارۀ پیامبر(ص) به معنی کسی که خواندن و نوشتن نمی داند، نیست او عالم تر از این سخنان است. امّی یعنی استاد ندیده هر چه دارد از خودش است. و پیامبر(ص) می توانست هم بنویسد و هم بخواند. لیکن مامور بود که قرآن را با دست خود ننویسد.

[6] سوره شعرا، آیه 84.

[7] سوره مائده، آیه 97.

[8] در بخش های پیش به شرح رفت.

[9] در مبحث «ذبیح کیست» و «فاران کجاست» گذشت.