چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => جامعه شناسی کعبه



ایرانیان و تجدید بنای کعبه: ابوالفرج اصفهانی در «الاَغانی» آن جا که سخن از موسیقی دان معروف «ابن مسجع» سخن می گوید آورده است که ایرانیان مشغول ساختن کعبه بوده اند.[1]

ایرانیان و زیارت کعبه: فرید وجدیدر دائره المعارف ذیل «کعبه» می گوید: فارسیان کعبه را محترم می داشتند. زیرا معتقد بودند که روح هرمز (روح خدا- هرمز، هرمزد، اهورمزدا) به کعبه دمیده شده (حلول کرده).

مسعودی از مورخین قدیم در «التنبیه و الاِشراف» در این باره شعری از شعرای دیرین آورده که شاعر عرب جاهلی و پیش از اسلام می گوید:

زمزمت الفُرس علی زمزم          وذاک فی سالفها الاقدم[2]

شاعری که در پیش از اسلام می زیسته می گوید: فارس ها در زمان های پیشین در کنار چاه زمزم، زمزمه می کردند. بنابر این ریشۀ این موضوع خیلی دیرین است.

اساساً واژه «زمزم» عربی نیست. زیرا در زبان عرب هیچ واژه رباعی (چهار حرفی) وجود ندارد مگر از زبان دیگر وارد شده باشد.

ایرانیان به دعا زمزمه می گفتند از آن جمله دعای مخصوص سفره. معنی این واژه و کاربرد آن امروز نیز در زبان فارسی رواج بسزائی دارد. نام چاه زمزم در کنار کعبه یک نام صد درصد ایرانی است. خاندان های ایرانی از آن جمله دربار شاهی اعم از زنان و مردان، هدایائی را به کعبه نذر کرده گاهی آن را در حین زیارت با دست خودشان و به طور مستقیم تحویل می دادند و گاهی آن را می فرستادند از آن جمله دو تندیس زرّین آهو که ساسان نیای ساسانیان به کعبه هدیه کرده بود[3] .

چشمه زمزم همزمان با زندگی هاجر و اسماعیل (همسر و فرزند ابراهیم) در مکه وجود داشته و ما غیر از زمزم نام دیگری برای آن در تاریخ سراغ نداریم، آیا نام ایرانی آن چه قدر قدمت دارد؟ از همان پیدایشش در زیر پای اسماعیل کودک، یا در زمان های بعدی بدین نام موسوم شده است؟- ؟ لیکن مسلّم است که رابطه ایرانیان با آن چشمه که بعد ها به صورت چاه در آمده، خیلی دیرین و کهن بوده است. و نیز نمی دانیم آیا واژه زمزم که امروز نیز در فارسی رواج دارد، یک واژه آریائی است؟ یا مانند واژه هائی از قبیل: شاه، درخت، آب، اسب[4] و... یک واژۀ کادوسی است که هنگام ورود آریائیان به ایران، همزمان با پذیرش دین جاماسبی کادوسی، وارد زبان آریائی ایران شده است- ؟

در صورت اول، باید گفت نام گذاری چاه زمزم حداکثر به بیش تر از 3700 سال نمی رسد. و در صورت دوم احتمال قدمت آن به نزدیکی های زندگی هاجر و اسماعیل نبی، می رسد.

از جانب دیگر می دانیم که زبان اصلی هاجر، قبطی (مصری) و زبان ابراهیم سومری بود، فرزند شان نیز در کنار آن دو زبان با عربی آشنا شده است. بعید است که آنان از همان آغاز نام چشمه را با واژه فارسی زمزم موسوم کنند، لیکن همان طور که گفته شد در متون تاریخی و حتی حدیثی نام دیگری برای آن چشمه نمی یابیم بنابر این دیرینگی این نام دستکم باید به پیش از 3500 سال برسد.

ویل دورانت می گوید: بروسوس بابلی تاریخ زندگی زردشت را حدود 2000 سال پیش می داند[5] .

این سخن بروسوس درست است یعنی آغاز پیدایش دین ایرانی به حدود 4000 سال پیش و عصر ابراهیم خلیل می رسد. لیکن بروسوس نیز دچار همان مشکل است که همه پژوهشگران دربارۀ دین ایران دچار آن هستند و گمان می کنند که زردشت بنیان گذار دین است و با نام جاماسب آشنا نیستند موضوعی که در کتاب «انسان و چیستی زیبائی» به طور مستدل بررسی شده است.

و چون از جانب دیگر دلیل های محکم هست که زردشت شخصیت حوالی 2600 سال پیش است با سر در گمی مواجه می شوند. در مبحث «کعبه در دو دین آسیای شرقی» خواهیم دید که بنیان گذار هندوئیسم نیز معاصر ابراهیم خلیل بوده و بودا در حوالی 2600 سال پیش برای اصلاح آن آمده است. یعنی با شگفتی تمام می بینیم که بنیان گذاران هر دو دین هندی و ایرانی معاصر ابراهیم(ع) بوده اند و دو پیامبر اصلاح گر یعنی زردشت و بودا نیز معاصر همدیگر بوده اند.

دو تندیس زرین آهو: ساسان نیای ساسانیان دو تندیس زرّین آهو به کعبه هدیه کرده بود، و همیشه پرده کعبه که تقریباً کل آن را پوشش می داد از طرف دربارهای ایران هدیه می شد. نذورات و هدایای ملکه ها و بانوان دربارهای شاهی و نیز دربار شاهنشاهی ایران به سوی کعبه روان بود. شرح این امور را می توانید در «کامل ابن اثیر»، «مروج الذّهب»، «اخبار مکّه ارزقی»، «اعلاق النفیسه ابن رسته»، «التنبیه والاشراف مسعودی»، «تاریخ الکعبه خربوطلی» مطالعه کنید.



[1] مسعودی نیز («مروج الذهب» ترجمه پاینده ج1 ص256) آورده است: ایرانیان کعبه را تجدید بنا و تعمیر کرده اند.

[2] مسعودی «التنبیه و الاشراف» ص 90.

[3]«تاریخ ابن خلدون»، ج 2 ص 338- «اضواء البیان» شنقیطی، ج 3 ص 33: اهداها الفرس.

[4] رجوع کنید «انسان و چیستی زیبائی» بخش میترائیزم و زردشتی، در سایت بینش نو.

[5] ویل دورانت «تاریخ تمدن» ج 1 ص 422.