شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => حلقات (5)



مقدمه

قرار است موضوعات و مطالبی که در محفل ما مطرح می شوند غیر از موضوعاتی باشند که در محافل کلاسیک حوزه عنوان می شود. نه به آن جهت که خدای نکرده نگاه منفی به روند کلاسیک داشته باشیم بل به این جهت که به قدر کافی (و در مواردی بیش از حد کفایت) به آن ها پرداخته می شود و گوشه ای از آن گلیم مقدس، زمین نمی ماند تا ما آن را برداریم.

بهتر است به مواردی کلیدی غیر سنتی و غیر کلاسیک بپردازیم؛ موضوعی را محور بحث قرار دهیم که هم جای آن خالی است و هم به اصطلاح نقش استارت و کلیدی داشته باشد و در دیگر مباحث و موضوعات نیز به درد بخورد، بابی باشد که بتوان از پنجره آن به ابواب دیگر نیز نگاه کرد.

بنا بر این است حتی الامکان چیزهای اساسی و اصولی به گفتگو گذاشته شود؛ یا خود موضوع ابتکاری باشد و یا دستکم متد و سبک تحقیق و بررسی، در بستر ابتکار باشد. بی تردید در این آرمان کاملاً موفق نشده ایم و اعضای جلسه همگی  باور داریم اگر بتوانیم با درصدی از موفقیت پیش برویم، خود توفیق بزرگی است.

جلسه اصلی (که گاهی محصول آن به صورت کتاب و یا به صورت مقالات به سایت داده می شود) روزهای پنج شنبه از ساعت 5/5 تا ساعت 5/11 شب با صورت و ماهیت کاملاً آزاد برگزار می شود، تحمل 6 ساعت بحث علمی دشوار است اما اگر خودمانی و با آزادی روحی و بدون رسمیت باشد هم قابل تحمل می شود و هم شیرین به ویژه اگر موضوع مباحث چیزی باشد که عضوی از جلسه آن را یافته و به محفل آورد.

انسان مسئولیت پذیرترین موجود و در عین حال مسئولیت گریزترین موجود است کارها و برنامه های رسمی را به سختی تحمل می کند. اگر ماهیت موضوع و یا دستکم شکل و صورت آن، غیر رسمی باشد یعنی از حالت «تکلیف» بودن فارغ باشد بیش تر قابل تحمل می شود. در همین راستا مسئله ای را که در یکی از حلقات بررسی شد و تنها یک جلسه در محورش بحث شد، در این جا بیاورم: یکی از اعضا در باره معنی و پیام آیه 72 سوره احزاب، پرسش و چون و چرائی داشت، در حلقه آن شب عنوان کرد: مراد از امانت در آیه «انّا عرضنا الاَمانه علی السّموات والارض والجبال فابین اَن یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انّه کان ظلوماً جهولا»چیست؟ در واقع سه پرسش در کنار هم قرار دارد:

1- مراد از امانت چیست؟

2- شمول عبارت «السّموات والارض و الجبال» تا چه حدّ است آیا شامل جانداران و حیوانات نیز می باشد؟

3- ابتدا به نظر می رسد آیه در مقام تمجید از انسان است اما جمله اخیر: «انّه کان ظلوماً جهولاً» خبر از یک نکوهش شدید می دهد. بالاخره معلوم نمی شود انسان به دلیل امتیازش امانت دار امانت گشته یا به دلیل ظلوم و جهول بودنش؟ـ؟

مراد از امانت همان نفس «امانت» است که در عالم مخلوقات؛ آسمان و زمین، کوه و دشت، خزنده و چرنده هیچ کدام امانت پذیر نشدند و هیچ تعهد امانتی ندارند؛ نه چیزی را به عنوان امانت می پذیرند و نه می توان چیزی را به آن ها به عنوان امانت سپرد که متعهد حفظ آن باشند هرگز آهوئی چیزی را به آهوی دیگر به عنوان امانت: نسپرده است و برعکس. تنها انسان است که هم امانت پذیر و هم امانت سپار، است. و این جنبۀ امتیاز و ستودگی بشر است. و چون در مواردی به همان امانت خیانت می کند ظلوم است، توان و صفت ظلوم بودن در هر انسان هست بعضی ها با کنترل نفس و هدایت الهی صفت مذکور را مهار کرده اجازه نمی دهند به فعالیت برسد و حتی برخی آن را از ذات خودشان برکنده و بر می اندازند.

جهول: صفت جهول در این باره از دو جهت قابل دریافت است هم بی تردید چیزی به نام خیانت مبتنی بر جهل است و هم کسی که در سپارش امانت دقت نمی کند کار جهل آمیزی می کند.

و این است معنای آن تناقض که در بدو امر از جملۀ «انسان مسئولیت پذیرترین و در عین حال مسئولیت گریزترین موجود است» که در واقع تناقضی در میان نیست و مانند پیام آیه مذکور که در باره «نوع انسان» نه تک تک افراد، سخن می گوید او را ممتاز و در نگاهی که به موارد و مصادیق امانت دارد، در میان نوع انسان نکوهیدگی را می بیند.

انسان موجود «دو شخصیته» است: فطرت انسان امانت پذیر و امانت سپار است اما غریزۀ او (که همان روح حیوانی است) اهمیتی به امانت نمی دهد بل معنای آن را نمی فهمد.

همین طور فطرت انسان مسئولیت پذیر است اما غریزه او به شدت مسئولیت گریز است. اسلام از ما نمی خواهد که مانند «ملامتّیه» یا «راهبان» به غریزه کُشی بپردازیم، از ما می خواهد اعتدالی میان فطرت و غریزه ایجاد کنیم خود خواهی ها و خود سری های غریزه را کنترل کنیم.

یک جلسه علمی کلاسیک، کاملاً فطری و به شدت بر علیه غریزه است اما یک جلسه آزاد و خودمانی، آن اعتدال را فراهم می آورد و آن را قابل تحمل تر می کند. البتّه هر کدام در جای خود لازم و روش کلاسیک در نظام اجتماعی ضرورت دارد.

آن حدیث ها که امانت را در آیه مذکور به «ولایت» تفسیر می کنند مصداق اعلای امانت، و نیز مصداق سترگ خیانت به امانت را در نظر دارند.

دیگر نظریه ها درباره تفسیر آیه مذکور بی هوده و از سرایش های کعب الاحبارها و یهودانی مانند وهب بن منبّه و افراد غیر مسئول مانند عکرمه و قتاده، ناشی شده است.

مطلب بالا را در حد فشرده آوردم تا چگونگی تحمل جلسات علمی 6 ساعته را (آن هم با شوق و ذوق فراوان) معرفی کرده باشم.

در دیگر روزهای هفته نیز جلسه های یک، دو، و سه ساعته داریم که نه وقت معین و نه حضور موظف و نه اعضای مشخص دارد و گاهی از شهرستان ها و یا به طور اتفاقی تشکیل می شود.

نمی دانم نظر دیگران چیست اما با تجربه چندین ساله معتقد شده ام این گونه جلسات آزاد، با موضوعات آزاد ضرورت دارد، گاهی موضوعی تنها وقت یک جلسه را می گیرد و گاهی چندین جلسه به طول می انجامد.

در یکی از جلسات این پرسش مطرح شد: آیا ترجمه بسم الله الرّحمن الرّحیم، به «به نام خداوند بخشنده و مهربان» صحیح و کامل است؟ با مراجعه به حدیث هائی که در محور آن آمده بحث دامنه داری پیش آمد که علاوه بر یک بررسی صرفاً لغوی یک کاربرد اجتماعی بس مهم در بستر جامعه شناسی را ایجاب می کرد.

آیه 46 سوره اسراء می فرماید: «و اذا ذکرت ربّک فی القرآن وحده ولّوا علی ادبارهم نفوراً»:و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می کنی آنان با حالت رمش و رمندگی از تو روی بر می گردانند.

حدیث هم می فرماید: مراد این آیه و نیز شأن نزول آن، «بسم الله الرّحمن الرّحیم» است. بنابر این:

1- کدام عنصری از معنی در این گزاره نهفته که موجب رمیدن بت پرستان می شده است.

2- عنصر مذکور در معنی و کاربرد کدام یک از واژه های آن نهفته است؟

3- آن بار معنائی توحید و یگانگی در کجای «بسم الله الرّحمن الرّحیم» هست

که موجب رمیدن مشرکان می شد؟

4- اگر حدیث و حدیث ها نبودند گمان می کردیم مراد این آیه، «لا اله الّا الله» است که شعار صریح و اصلی اسلام در توحید است . اما با کمال شگفتی می بینیم که حساسیت شدید مشرکان تا حدّ رمش، بر «بسم الله الرّحمن الرّحیم» بوده نه به «لا اله الّا الله». چرا و برای چه؟

بدیهی است پاسخ به این پرسش از یک سو نیازمند شناخت دقیق «بسم الله الرّحمن الرّحیم»، و از سوی دیگر نیازمند شناخت جامعۀ عرب جاهلی است به ویژه ماهیت «شرک» ی که در آن جامعه بود و شناخت آن ویژگی شرک عرب که خودش را در قبال «بسم الله الرّحمن الرّحیم» بیش از «لا اله الّا الله» آسیب پذیر می دید. موضوعی که تا کنون بحث و بررسی نشده است.

این جزوه در این راستا تقدیم می شود.

 

سالروز میلاد امام سجاد(ع) 5/8/1429 قمری.

17/5/1387 شمسی.

مرتضی رضوی