چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶

صفحه اول >> کتاب ها => حلقات (3)



درباره اين نوشته

اين نوشته، جمع آوري شده‌ي مباحث جلسات مختلف است كه به محور «نكاح متعه»، تحت عنوان «جامعه شناسي متعه» انجام يافته است. از نظر جامعه شناسي چيزي به نام متعه مي‌تواند به عنوان يك «پديده صرفاً اجتماعي» مورد بحث قرار گيرد، ليكن نظر به اين كه هدف اين مباحث نتيجه گيري محض جامعه شناختي نيست، و چيزي به نام «صحت شرعي و عدم صحت شرعي» نيز در آن دخالت دارد، لذا روند بحث نيز با جريان تنيده به هم دو عنصر (عنصر جامعه شناختي و عنصر فقهي)، مي‌باشد.

انتخاب عنوان «جامعه شناسي متعه» ترجيحاً به اين جهت است كه بستر اصلي بحث، «پديده شناسي» است، حتي تماس و تلاقي آن با مسائل فقهي نيز براي شناخت ماهيت متعه به عنوان يك پديده در ميان پديده‌هاي اجتماعي است.

با اين همه گاهي نتايج صرفاً فقهي نيز گرفته مي‌شود.

در بيان ديگر: هدف نهايي، رسيدن به نتيجه و نتايج فقهي است، اما نه در بستر يك جريان بحث فقهي. بل براي رسيدن به اين هدف فقهي از بستر پديده شناسي و منطق جامعه شناسي استمداد شده است.

بحث فقهي به دنبال تعيين «حكم شرعي» است. اما بحث ما به دنبال شناخت «موضوع» ـ موضوع آن حكم ـ است. شبيه اين كه: فقيه مي‌گويد: «بيع حلال است» ما مي‌خواهيم بدانيم، بيع چيست؟ يا مي­گويد: «ربا حرام است»، ما مي­خواهيم بدانيم ربا چيست؟ در مسئله متعه نيز فقيه مي‌گويد: «متعه حلال است». ما مي‌خواهيم بدانيم متعه چيست؟

بي­درنگ گفته مي‌شود: خود فقيه براي هر كدام از بيع، ربا، متعه و... تعريف گفته است، زمينه نياز به بررسي از نوع ديگر، چيست؟

زمينه نياز به بررسي جامعه شناختي: در مثال­هاي بالا عنوان‌هايي از قبيل بيع، ربا و متعه را در اصطلاح فقها «موضوع» مي‌نامند. و «حلال است»، «حرام است» را «حكم» مي‌نامند. مسئوليت فقيه تبيين حكم‌ها است نه تبيين ماهيت موضوع ها. و تعريف‌هايي كه او براي موضوعات مي‌آورد، تنها در اين حد است يعني «عنوان» است نه تبيين ماهيت.

مثلاً فقيه مي‌گويد: «خمر حرام است». و در تعريف خمر مي‌گويد: «خمر عبارت است از مسكر مايع». او فقيه است نه خمر شناس به معني يك متخصص شيمي تا تركيب مولكولي خمر را نيز تشريح كند.

فقيه تنها دو ويژگي از خصوصيات زياد خمر را در تعريف مي‌آورد: 1ـ مايع. 2ـ مسكر. زيرا براي كار علمي او همين دو جهت لازم است و ديگر ويژگي‌ها و خواص خمر با كار و مسئوليت علمي او ارتباطي ندارد. اما يك متخصص تغذيه ده‌ها اثر منفي خمر بر دستگاه‌هاي بدن، مي‌شمارد. و يك متخصص روان شناس آثار ديگر را، و يك متخصص علم اخلاق نيز امور ديگر را.

او درباره پديده‌هاي اجتماعي نيز مثلاً مي‌گويد: «نكاح حلال است» تعريف فقهي نكاح را هم بيان مي‌كند، سپس مي‌گويد: «متعه حلال است» و در تعريف آن مي‌گويد: «متعه نكاح موقت» است. اما تبيين ماهيت نكاح ـ و مطابق مثال بالا: ـ توضيح تركيب مولكولي نكاح، كار پديده شناس و جامعه شناس است.

و همچنين: تبيين نقش متعه و تعاطي و تعامل آن با ديگر پديده‌هاي اجتماعي و نيز نقش آن در اصلاح و افساد جامعه، كار جامعه شناس و كار روان شناس (روان شناسي فرد و روان شناسي اجتماعي) است.

وقتي كه لفظ جامعه شناسي و پديده شناسي، شنيده مي‌شود فوراً ماهيت جامعه شناسي يا پديده شناسي در قالب غربي، براي برخي ذهن­ها متبادر مي‌شود. بي‌ترديد چنين «قالب»ي مورد نظر ما نيست.

بنابراين: بحث ما در اصل و اساس، مربوط به موضوع است نه حكم؛ ماهيت متعه چيست؟

ماهيت خمر چيست كه مسكر مي‌شود و زمينه مي‌شود تا حكم «حرام است» بر آن بار شود ـ؟

ماهيت متعه چيست تا عنوان «نكاح موقت» روي آن بيايد و زمينه شود كه حكم «حلال است» بر آن بار شود ـ؟

عرف: و لذا گفته اند: تعيين و تشخيص موضوعات فقهي به عهده عرف است; در مواردي به عهده «عرف عام» ـ عرف مردمي ـ است و در مواردي به عهده «عرف خاص» ـ عرف خبره ـ عرف متخصصين ـ است.

گاهي يكي از موضوعات که به حوزه‌ي عرف عام مربوط است دچار ابهاماتي مي‌شود، يا با پرسش‌هايي مواجه مي‌گردد، که توضيح اين ابهامات و پاسخ اين پرسش‌ها در حوزه‌ي عرف خاص قرار مي‌گيرد. به نظر مي‌رسد امروز متعه چنين است كه اصل آن به عرف عمومي مردمي مربوط است ليكن با شرايطي كه در اجتماع پيش آمده لازم است روي آن، كار پديده شناسي و جامعه شناسي شود.

در اين مبحث ميان پديده مادي طبيعي مانند خمر كه آثارش نيز مادي طبيعي است و مست مي‌كند، و يك پديده اجتماعي مثل متعه كه پديده صرفاً قرار دادي و اعتباري است و آثارش نيز اجتماعي است نه طبيعي، فرق است.

آثار اجتماعي يك رابطه جنسي حلال، و آثار اجتماعي يك رابطه جنسي حرام، با نگرش جامعه شناسانه مشخص و شناخته مي‌شود. مانند آب و خمر نيست كه آن يكي مست نكند و اين يكي مستي بياورد.

كسي كه ميان خمر و آب اشتباه كند و آن را بخورد، بلافاصله معلوم مي‌شود كه اشتباه كرده است. ليكن اگر كسي ميان يك رابطه جنسي حلال با يك رابطه جنسي حرام اشتباه كند، اشتباهش روشن نمي‌شود مگر به وسيله «پديده شناسي اجتماعي».

بنابراين، خواننده اين نوشته عنايت فرمايد: (از جانبي به دليل در هم تنيدگي جنبه فقهي و جنبه جامعه شناختي اين بحث، و از جانب ديگر به دليل اين كه محتواي اين نوشته، مباحث جلسات مختلف است) هيچ كدام از بخش ها، مبحث‌ها و مسئله‌هاي اين نوشته در جاي خود ـ بدون ديگر بخش‌ها و مبحث‌ها ـ كامل نيست. يعني در پايان يك مبحث نوبت داوري نهايي درباره آن، نمي‌رسد، وقت داوري نهايي با مطالعه همه اين دفتر، فرا مي‌رسد.

مراد از جلسات مختلف اين است كه مخاطبان برخي از جلسات اشخاصي غير از مخاطبان برخ ديگر است كه از همه آنان به جهت لطفي كه دارند و با من حلقات علمي تشكيل مي‌دهند، تشكر مي‌كنم.

در حلقات شماره 1 و حلقات شماره 2 (كه پيش‌تر تنظيم و تقديم كرده ام) پرسش‌ها و به اصطلاح استشكال ها، و پاسخ آن‌ها را همان طور كه در جلسه رخ داده آوردم، اما در اين نوشته، عنوان «پرسش» و «پاسخ» را حذف كرده و در روند جاري متن بحث، قرار داده ام، مگر در يك يا دو مورد.

آن چه در اين دفتر آمده، فقط مباحث جلسات نيست به هنگام تدوين گاهي مطالبي بر آن‌ها افزوده شده است.

مرتضي رضوي

6/8/1385 شمسي

5/10/1427 قمري